نکات و تحقیقات و خاطراتی در رابطه با عرفان و فلسفه و ...

خاطرات و تحقیقات و نکاتی پیرامون فلسفه و عرفان و...

نکات و تحقیقات و خاطراتی در رابطه با عرفان و فلسفه و ...

خاطرات و تحقیقات و نکاتی پیرامون فلسفه و عرفان و...

نکات و تحقیقات و خاطراتی در رابطه با عرفان و فلسفه و ...

هو

یا علی

در این وبلاگ قصد بر آن دارم تا شمه ای از خاطرات و تحقیقات شخصیم را در زمینه عرفان و فلسفه ... در این وبلاگ قرار بدهم.


- این وبلاگ جنبه ی شخصی دارد و فقط به عنوان بانکیست جهت ذخیره ی مطالب جمع آوری شده و یا نوشته شده توسط حقیر.

خاک پای محبان مولا علی
امید / ش - بروجرد

کانال تلگرام:
AsrareTohid@

یادی از حاج مستور علیشاه

پنجشنبه, ۱۸ شهریور ۱۳۹۵، ۰۶:۰۰ ب.ظ

هو


بسم الله الرحمن الرحیم


مستور علیشاه از شاگردان عالم و عارف ربانی بهار علیشاه یزدی ( از دوستان مرحوم سید علی قاضی ) که در زهد و عرفان در کوفه مشهور بوده اند . مرحوم سید عبدالکریم کشمیری در زمانی که در نجف بوده اند با ایشان رابطه ی بسیار زیادی داشته اند در این خصوص مرحوم کشمیری میفرمایند :


حاج مستور شیرازى آدم سوخته و راه رفته ‏اى بود. به مولا امیرالمؤمنین ‏علیه السلام محبت زایدالوصفى داشت و اذان سحرگاه او در مأذنه حرم حضرت على ‏علیه السلام ترک نمى ‏شد , من شیفته اذان گفتن او بودم و از حسن صوت و حزنى که در صدایش بود لذت مى ‏بردم , او اصالتاً شیرازى بوده و فقط یک دختر داشت و در کوفه حجره ‏اى داشت. او محب امیرالمؤمنین ‏علیه السلام بود و حالات و عبادات او را بسیار دیدم.

شب‏ها زیاد عبادت مى ‏کرد و اهل ذکر بود , چشم‏هایش مخصوص بود...

در سلاسل مختلف از او قوى ‏تر ندیدم. در ذکر توحیدیّه «لا اله الا الله» ایشان این طور مى‏ فرمود: لا اله الا اللّه اللّه اللّه... آن قدر اللّه باید گفت تا نَفَس قطع شود تا انسان مستغرق اللّه شود.
 یک بار به ایشان عرض کردم دستورى بدهید تا عمل کنم و محتاج خلق نشوم. ایشان این آیه «اَلَیسَ اللّهُ بکاف عَبدَهُ» را با عددى خاص دادند و فرمودند: به شرط آن که ملازم آن باشى و من هم مدت‏ها به آن ملزم بودم و اثر مى‏ دیدم.
 وقتى از ایشان سؤال کردم شما در یک حجره به تنهایى نمى‏ترسید و خسته نمى‏شوید؟

در جوابم فرمود: من از خلق سخت در وحشتم، از تنهایى هیچ ترسى ندارم.
 گاهى با مرحوم حاج آقا مصطفى خمینى ‏قدس سره نزدش مى‏ رفتیم، در مجلسش برایمان صحبت مى‏ کرد.

در تشخیص افراد بسیار حاذق بود، هر کسى را که مى‏ دید با دید باطنى که داشت مى ‏شناخت. گاهى چند نفر از اعاظم اهل دانش نزد ایشان مى ‏آمدند، از ایشان سؤال کردم که ایشان چطورند؟ مى‏ فرمود: ایشان قلبشان طالب دنیاست و به مناصب دست یافتند.
 روزى یک نفر نزد ایشان آمد و ذکر خواست , چون حاذق بود فهمیدند که طرف لیاقت و استعداد ندارد. فرمود: روزى هزار بار بگو یا ماست یا چغندر (کنایه از این که تو قابل این راه نیستى)


حاج مستور علیشاه اهل شیراز بود و فقط یک دختر داشت و حجره‏اى در کوفه داشتند. حالات و عبادات او را دیدم، معمولاً شبها بیدار و به عبادت مشغول بود. وقتى عرض کردم شما از تنهایى خسته نمى ‏شوید و سخت نمى ‏گذرد؟ در جواب فرمود: من از خلق سخت در وحشتم، از تنهایى هیچ ترسى ندارم.

او برایمان از (سلوک و اوراد) صحبت مى ‏کرد فرمودند: چند نفر که به مقامات و ریاسات رسیدند، قبلاً نزد ایشان مى‏ آمدند، وقتى مى‏ رفتند به من خصوصى مى ‏فرمودند:

اینان قلبشان طالب دنیا است.

  یک بار به ایشان عرض کردم دستورى بدهید تا عمل کنم و محتاج خلق نشوم! ایشان یکى از آیات را با عدد مخصوص به من دادند و فرمودند:

به شرط آن که ملازم و مداومت داشته باشید، و من مدت‏ها ملازم این آیه بودم و اثر مى ‏دیدم.

اقای کشمیری نظرشان این بود که ایشان داراى طىّ الارض بود فرمودند:

او از کوفه به طرف مسجد سهله مى ‏رفت، گفتم با او بروم پا گذاشتم براى حرکت دیدم نصف راه رفته، کمى رفتم دیدم به مسجد سهله رسیدم.
 شبى تاریک و بارانى که زمین گل آلود بود همراهم آمد، کمى که راه رفتیم به خانه رسیدیم و این از قدرت ایشان بود.


یک روز حاج مستور فرمودند:از حاج مستور آقا شیرازى  خواهش کردم چیزى به من بدهد و نداد. ناراحت شدم و از خانه‏اش آمدم بیرون، نعلین را زیر بغل و پابرهنه داخل حرم شدم و خطاب به حضرت امیر علیه السلام که من فرزند توام چرا این شخص نمى ‏دهد! از حرم آمدم بیرون و به طرف خانه رفتم. بقال سر کوچه‏مان گفت: آقایى سراغ شما را مى ‏گرفت. بعد رفتم خانه دیدم دم در است. گفت: چرا شکایت مرا پیش حضرت امیرعلیه السلام مى‏ کنى!!
 
استاد فرمود: حاج مستور آقا شیرازى وصیت کرد که من بر جنازه‏اش نماز بخوانم، لکن در وفات ایشان من مسافرت بودم و این مقصود حاصل نشد.
 شخصى نقل کرد که حاج مستور آقا دقایق آخر عمرش در یکى از حجره‏هاى مسجد کوفه بوده و اطرافش هم نشسته بودند. گاهى غش مى ‏کرد و باز به هوش مى ‏آمد. بعد از چندین بار بلند مى‏ شود و مى‏ نشیند و در حالى که سر حال به نظر مى ‏رسید، با اطرافیان مشغول صحبت مى‏ شود. بعد مى ‏گوید: بنا شد که ما برویم. سپس سرش را مى ‏گذارد روى زمین و از دنیا میرود...


مرحوم کشمیری کرامتی را از حاج مستور نقل میکنند که بسیار زیباست , حضرتشان میفرمایند :


تا هنگامى که در کوفه اقامت داشت هر سال به مناسبت عید غدیر جشن بسیار مفصّلى ترتیب مى ‏داد و از محبان امیرالمؤمنین‏ علیه السلام به نحو شایسته‏اى پذیرایى مى ‏کرد.
 یکى از سالها چند روز به عید غدیر مانده به منزل مسکونى من در نجف آمد و با اصرار از من خواست تا در جشن او شرکت کنم و قبول کردم.
 بعد از نماز مغرب و عشا شب موعود کسى را براى بردنم به کوفه فرستاد. جلسه اختصاصى بود و اغلب افراد سالخورده و سلوک الى اللّه کرده و از محبت على ‏علیه السلام نصیب وافرى داشتند. جلسه تا سحرگاه ادامه داشت. با این که، ده‏ها سال از آن ماجرا مى‏ گذرد هنوز مزه آن شب را در زیر زبانم مزمزه مى ‏کنم. در ساعت پایانى نزدیک اذان صبح اضطراب درونى مرا افزون مى ‏شد که توفیق نماز صبح در حرم حضرت امیرعلیه السلام از دستم مى ‏رود و دوست نداشتم روز، نگاه کنجکاو مردم به من بیفتد.
 یک مرتبه حاج مستور با طمأنینه خاصى آهسته در گوشم گفت: نگران نباش نماز به موقع در نجف خواهید خواند گفتم: فاصله کوفه تا نجف (حدود 7 کیلومتر) را چه کنم؟
 فرمود:

براى اهلش نشد ندارد سپس جوانى را صدا زد و آهسته در گوش او چیزى گفت، بعد از او خواست تا مرا همراهى کند. پس از خداحافظى بعد معلوم شد او از شاگردان زبده حاج مستور است از خانه بیرون شدیم و جوان هم به ذکر قلبى مشغول بود و هم با من صحبت مى‏کرد. فهمیدم آدم راه رفتهاى است.
 چند دقیقه از همراهى او نمى‏ گذشت که صداى پیش خوانى اذان صبح را از مناره به گوش خود شنیدم. پیش خود گفتم نکند از تلقینات نفس است، که آن جوان گفت: عجب لحن دلنشینى دارد! روح انسان را تا ملکوت پرواز مى‏ دهد، این طور نیست آقا!
 بعد خانه ما را نشان داد و گفت: خدا را شکر که به موقع رسیدیم، قربان مولا على ‏علیه السلام بروم که دوستان خود را شرمنده نمى ‏کند، التماس دعا دارم و من در عالمى از حیرت فرو رفتم.
 نماز را در حرم با لذّتى خواندم که هنوز فراموشم نشده است....

مرحوم کشمیری فرمودند:

چون حوزه نجف مراوده عالمان دینى با عارفان و کسانى که از نظر صورت و لباس ظاهرى در سلاسل بودن ناخوشایند بود، حاج مستور از شرکت در نماز جماعتم پرهیز مى‏ کرد و مى ‏فرمود: دلم نمى‏خواهد که ارادت من اسباب زحمت شما را فراهم کند و لذا غالباً شب‏ ها از من دیدن مى ‏کرد تا کسى متوجه مراوده او با من نگردد.


حاج مستور علیشاه اشعار بسیاز زیبایی دارند که قسمتی از این اشعار را خدمت دوستان عزیز تقدیم میکنم :


هو


بنام نامی شاه مجرد

باسم باقی سلطان اوحد

بآن رندی که فارغ شد ز کثرت

مکان بمنو در میدان وحدت

بشور عشق پیران جهان سوز

که میسوزند دائم در شب و روز

به سینه ی مردان گمنام

که پوشیدند رخ از خاص و از عام

بآن درویش لا قید قلندر

که بگذشته است , هم از خشک و از تر


___________

یا علی مدد






نظرات  (۶)

سلام و عرض ادب و خدا قوت
فقط میخواستم عرض کنم که این فردی که ازو تمجید می فرمایید از اقطاب فرقه ضاله گنابادیه از انشعابات فرقه نعمت اللهیه است که عقاید و اعمال منحرف ایشان برای اهل تحقیقی چون شما قطعا پوشیده نیست.
پاسخ:
سلام و عرض ادب

حقیر تمجید نکردم بلکه آیت الله کشمیری از اکابر طریقت و عرفان و علم بوده اند که تمجید کرده اند و فرزند امام خمینی نیز خدمتشاتن با آیت الله کشمیری میرسیده اند...
و همجنین ایشان در سلسله نعمت اللهی سلطان علیشاهی که میفرمایید نیستند و از مشایخ سلسله خاکسار جلالی بوده اند و از شاگردان عالم و عارف ربانی بهار علیشاه یزدی بوده اند..
هرکس بر میزان طریقت علوی و شریعت مصطفوی سنجیده میشود خاه در لباس صوفی باشد یا درویش یا عالم و یا زاهد... هرکس با این میزان ها منطبق بود مورد تایید ایست...

 یا علی مدد


به سند صحیح از « بزنطی » و « اسماعیل بن بزیع » از امام رضا علیه السلام روایت شده است که آن حضرت فرمود : « مَن ذُکِرَ عِندَهُ الصُوفِیَة وَ لَم ینکرهم بِلِسانِه و قلبه فلیس منّا و مَن انکرهم فکأنّما جاهد الکفار بین یدی رسول الله (ص)»
« هر کس نزد او از صوفیه سخن به میان آید و به زبان و دل انکار ایشان نکند، از ما نیست و هر کس صوفیه را انکار نماید، گویا اینکه در راه خدا و در حضور رسول خدا (ص) با کفار جهاد کرده است » (سفینه البحار/ج2/ص57 چاپ فراهانی تهران و ج5 ص197 چاپ اسوه قم)) و ( مستدرک الوسائل ج12 ص 323) و (مستدرک سفینة الحار ج2 ص398) و البدعة و التحرف ص112) و (دایرة المعارف اعلمی ج20 ص243) و (طرائق الحقائق ج1 ص212) و (حدیقة الشیعه ص563) و (مصابیح الدجی ص244) و کشف المعارف مستعلیشاه ص18) و (اثنی عشریه شیخ حر عاملی ص32) و (تنبیه الغافلین ص12) و (انوار النعمانیه ج2 ص293)

ادامه روایات:
http://www.adyannet.com/fa/news/174
پاسخ:
سلام یا علی مدد

کلیه مرجع احادیث در باب تصوف برگشتش به حدیقه است و حدیقه بر اساس تحقیقات انجام شده کاشف الحق جناب اردستانیست و که احادیث در باب تصوف به آن اضافه شده که یا جعلی است و یا بسیار ضعیف السند که بررسیش نزد فقیر موجود است

و علاوه بر بررسی رجالی بررسی محتوایی هم لازم است که جای خود باید بحث بشود

یا علی مدد
سلام علیکم
بله  سخن شما برگرفته از سخنان سران تصوف است که در این لینک بصورت دقیق به شما پاسخ گفته شده

http://www.ebnearabi.com/9289/%D9%85%D8%AF%D8%A7%D9%81%D8%B9%DB%8C%D9%86-%D8%AD%D9%88%D8%B2%D9%88%DB%8C-%D8%B5%D9%88%D9%81%DB%8C%D9%87-%D8%B9%D8%A8%D8%AF%D8%A7%D9%84%D9%82%D8%A7%D8%A6%D9%85-%D8%B4%D9%88%D8%B4%D8%AA%D8%B1%DB%8C.html
ظاهرا درقسمت نظرات لینک کار نمیکنه عزیزان میتونن برای تحقیق بیشتر و یافتن پاسخ به شبهه جعلی بودن احادیث رد صوفیه به سایت:www.ebnearabi.comمراجعه کنند.

یاعلی مدد

انسان نزد حق به عملش وبه معرفتش شناخته میشود ونه به لباسش.حضرت مستور ابروی انسانیت بودن.مقامشان هنوز در نجف زبانزد علماست.بسیاری از صوفیان از اولیا الله بودند.اگرچه بسیاری هم درویش نما بودند.بسیاری از روحانیون هم از اولیا بودند.همچنانکه بسیاری روحانی نما هستند.بنابراین معیار رسیدن به خدا فقط عرفان عملیست.
پاسخ:
هو

سلام و عرض ادب

احسنت
 هو الحق

پس از سلام  تحیّات

گویا فردی که به همراه جناب فخر اولیاء جناب ""کشمیری کبیر ""بوده

حضرت میرطاهر میبوده که بسیار مورد علاقه جناب مستور میبوده

با سپاس از شما و دوستان.... شمس الدین
پاسخ:
سلام و عرض ادب

بله احتمالش هست که مرحوم جابری ( میر طاهر ) بوده باشند زیرا در آن زمان در کوفه خدمت ایشان بودند

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">