نکات و تحقیقاتی در رابطه با تصوف و فلسفه و عرفان

نکات و تحقیقاتی پیرامون اصول و مبانی تصوف و عرفان و فلسفه شرق

نکات و تحقیقاتی در رابطه با تصوف و فلسفه و عرفان

نکات و تحقیقاتی پیرامون اصول و مبانی تصوف و عرفان و فلسفه شرق

نکات و تحقیقاتی در رابطه با تصوف و فلسفه و عرفان

هو

یا علی

به عقل ما نرسد درک کُنهِ این نقطه
که نکته هاست به دریای باء بسم الله

قصد بر آن دارم تا شمه ای از خاطرات و تحقیقات شخصیم را در زمینه ادیان و مذاهب و عرفان و فلسفه ... در این وبلاگ قرار بدهم.


- این وبلاگ جنبه ی شخصی دارد و فقط به عنوان بانکیست جهت ذخیره ی مطالب جمع آوری شده و یا نوشته شده توسط حقیر
خاک پای محبان مولا علی
اُ/ ش

کانال تلگرام
AsrareTohid@

۹ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «سید محمد محسنی» ثبت شده است

۲۲
تیر

هو


عارف کامل ، آنچه که قرار است حادث شود را می گیرد.


پیر منیر سید محمد محسنی


شرح:


آنچه که می خواهد در این عالم جسمانی پیاده شود باید عوالم طولیه وجودی را در قوس نزول به ترتیب طی کند ( گذر از عالم عقل به عالم مثال و گذر از عالم مثال به عالم جسمانی ) زیرا که طفره ( در طبیعیات فلسفه به معنی  از نقطه ای به نقطه ای رسیدن ، بدون پیمودن مسافت فاصله است و در علم لغت پریدن از روی یک چیزی را می گویند ) محال است؛ آن چه که از حوادث قرار است اتفاق بیافتد، پس از طی کردن عالم عقل ، در عالم مثال منفصل قوس نزول صورتی را متناسب با آن حادثه یا به شکل صورت اصلی آن حادثه ، قبل از اتفاق افتادن در عالم جسمانی پیدا می کند و شخص عارف کامل که در اثر مجاهدات و ریاضات و ذکر و فکر، خیال متصل اش چون آیینه شده است، صور عالم مثال منفصل قوس نزول در خیال متصل اش نقش می ببندد ( که انسان جسمش با عالم جسمانی و خیالش با عالم خیال و عقلش با عالم عقل مرتبط است ) و به کشف مثالی می بیند آن حادثه ای را که قرار است حادث شود ، پس سِرّ سخن پیر منیرمان را دریاب که فرمودند : 


"عارف کامل ، آنچه که قرار است حادث شود را می گیرد"


یا علی مدد

شرح : ا/ش


۲۳
خرداد

هو


پیرِ منیرمان حفظه الله فرمودند:


📝..کسانی که می توانند خلع بدن کنند برایشان ممکن است که با ارواح مردگان ارتباط برقرار کنند و این ارزش دارد و خیلی بالاتر از مرگ است. بعد مراحل برزخی را طی می کنند، یعنی برزخ* را می بینند. به همین دلیل است که عرفا و بزرگان از مرگ نمی ترسند چون هزار ها مرتبه این تونل* را رفته و برگشته اند و می دانند چه خبر است و دیگر ترسی ندارند...


یا علی


*عالم مثال منفصل قوس صعود


*منظور از تونل در متن ، فضایی تونل مانند مجرد می باشد که واسطه ی انتقال روان شخص به طبقات و زیر طبقات مثالی ( برزخی ) است.

_________________

۰۶
خرداد

هو


📌احوالات آقا سید محمد رضا دزفولی ( در بیان فرزندشان سید حسین ظهیرالاسلام از اساتید حضرت سید علی مبدأ درویش طهرانی )


📝..والد بزرگوار این فقیر ، جناب فخر السالکین مرکز دوائر الارشاد الحاج السید محمد رضا [دزفولی] ادام الله علینا برکات انفاسه اجازه عامه مطلقه از جناب ولایت مآب ، الکامل المکمّل محمد المشهور بصدرالدین [کاشف دزفولی] داشت ؛ استجابت دعوات و اشراف بر ضمایر از ایشان خیلی دیده اند و اهل این صفحه همگی اعتراف به بزرگی جناب ایشان دارند. یک نفر منکر در تمام عمر ایشان با وجود ابتلاء به خلق برای ایشان هم نرسید ؛ زهد ایشان برون از وصف است با جود تمکن مالی، چنانچه شبها طبخ و گوشت خود را به خانه علویات و ایتام می برده یا وجه نقد می داده و خود نان خشک در کاسه آب ریخته، نرم کرده می خورد ؛ سی سال ابدا شب در بستر و لحاف نخوابیده ، هر روز به غیر از اوراد مقرّره و نوافل و فرائض ، نماز حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام و نماز تسبیحات حضرت جعفر علیه السلام می خوانده.


جناب والد ( آقا سید محمد رضا دزفولی ) فرمود که در عمرم کسی به زهد مرحوم آقای خالو [سید صدرالدین کاشف دزفولی] ندیدم ، و قوّت عبادت آن جناب برتر از عادت عادیه خلق بود ؛ ایشان شصت سال تکیه به عصا یا دیوار یا متکا نفرمودند ؛ دعاء کمیل را غالب شبها در قنوت وتر قرائت می فرمود ؛ غالب روز و شب در بیابان مشغول عبادت بود تنها ، و با وجود ارادت دولتشاه مرحوم [فرزند فتحعلیشاه] به آن جناب هیچ گاه هدیه از او قبول نکرد ، بلکه از هیچ کس در همه عمر قبول نکرد.


رشحات نوریه

سید حسین ظهیر الاسلام رضوان الله تعالی علیه

__________________

۰۱
خرداد

هو


پیر منیرمان حفظه الله فرمودند:


📝..دور ، دور ولایت امام زمان است ، اطاعت امر از شاه ولایت ، حضرت حجت ابن الحسن است ؛ در هر مذهبی منتظری هست ، اگر در تاریخ مطالعه کنیم میبینیم همه منتظر کسی هستند ، اما به خودش قسم همه اینها راهی را که شیعه دوازده امامی به لطف و منت الهی فهمیدند ، نفهمیدند. شک نکنید.


امام زمان باید بیاید و دین را احیا کند. او ولی اعظم ، عرش اعلی و نقطه مرکزی است. امام زمان در قلب های مایل به ولایت تحول ایجاد کرده و تمام عالم را به عرفان وجودی خود راهنمایی می کند. ان شا الله مولا توجی کند تا بتوانیم در خانه امام زمان محکم باشیم و با کمک این خاندان حرکت کرده و به سوی حقیقت راه پیدا کنیم. حقیقتی که در همه انسانها هست. فقط از این راه میشود جلو رفت. متأسفانه در این کشاکش طریق، آن چیزی که باید دوستان ارائه بدهند و در خدمت آقا امام زمان باشند ، ارائه نمی شود. به خودش قسم همه اعمال بشریت ، هر چه هست و نیست در پیشگاه او روشن است. اینجا آمدیم برای اینکه شما این وارستگی و پابستگی خودتان در برابر حق را در خانه ولایت پیدا کنید. در خانه منجی عالم را بزنید ، تا راه پیدا کنید در آن گنبد خضرایی که هر کسی راه ندارد به جز عاشقانی که پایمال عالم و صوفی شدند. این علم، درسی نیست ، علم مقام و حال است و نه قال.


یا علی

____________________

۱۹
ارديبهشت

هو


ییر منیرمان حفظه الله فرمودند:


📝..پیران قلندری بودند که در زمان بچگی ، با آن بچگیمان از ایشان سوال می کردیم ؛ پیرانی که صد سال جلوتر رفته بودند ما با آن ها برخورد داشتیم ، از آن ها می پرسیدیم و آن ها مارا راهنمایی می کردند ، می رفتیم در قبرستان شاید پیدا بشوند ؛ ارتباطی که در بچگی داشتیم حالا غبطه آن وقت را می خورم . خودم حالاتی داشتم که از پنج ، شش سالگی دنبال پیران می گشتم . با خودم می گفتم باطنی هست و غیبی هست و من باید آن هارا پیدا کنم . ده سال هم در قبرستان ها بودم و خودم هم نمی دانستم چرا ؟ یک نیرویی مرا می کشید ، در فکر درس نبودم ، در فکر این بودم که من برای چه آفریده شده ام و برای چه خواهم مرد ! این مساله را می خواستم حل کنم ، ده سال در این فکرها بودم ، درک این کار هر کسی نیست.


یک وقتی فکر می کردم از اینجا به بیابان ها بروم ، دیدم دیوانه ای دارد می آید و بچه ها او را اذیت می کنند و با سنگریزه می زدند . من بچه هارا رد کردم رفتند ، رسید به من ، اظهار تشکر کرد. البته به نظر من و شما دیوانه بود ، گفت آقا هرجا بروی آسمان همین رنگ است ، فهمیدم همین است که می گوید و جواب مرا داد که برای چه آمدم و برای چه می روم و این وسط ماندن ما برای چیست؟ یک قافله می آید و یک قافله حرکت می کند . این چیست ؟ آن وقت بود که ریاضی و دیکته را ول کردم و رفتم و گفتم قبرستان خوب است...


یا علی

______________________

۱۶
فروردين

هو

📌طریقت کُبرَویه و انشعابات آن - قسمت آخر

پس از راز شیرازی فرزند وی سید جلال الدین محمد حسینی معروف به ( مجدالاشرف ) متخلص به ( قدسی ) در مقام ارشاد متمکن گشت. بعد از مجد الاشرف انشعابات دیگری در ذهبیه صورت گرفت ؛ از جمله گروهی از برادر او میرزا محمد شریفی و عده ای نیز از میرزا احمد تبریزی ملقب به ( وحید الاولیا ) و ( نایب الولایه ) تبعیت نموده و جمعی نیز از برادر مجدالاشرف میرزا فتحعلی شیرازی ملقب به ( شمس الدین ) دنباله روی کردند. پس از سید فتحعلی طریقه عرفانی ایشان تحت عنوان ( مهدویه اشراقیه گمنامیه ) با محوریت سید علی مبدا درویش تهرانی و پس از ایشان این طریقه توسط مشایخ ماذون سید مبدا ادامه یافته و با محوریت پیر بی پیرایه ( پیر منیر ) گسترش یافته است.

📖شرح رساله معرفت به نورانیت
_________________

۲۳
آذر

پیرِ منیرمان حفظه الله فرمودند:


اگر می خواهید برزختان پر نشیب و فراز نباشد ، باید آن را در این عالم مشاهده کنید.


۲۳
آذر
هو

پیرِ منیرمان حفظه الله فرمودند:

📝..یک ریاضتی بود آن زمان ها که بعضی از دوستان بودند که می دانند. یک ریاضت مافوق الطاقه داشتیم. ۱۱۰ روزه بود که روز آخر ما پَر می زدیم و حال نداشتیم اصلا، در سن جوانی بودیم. شب آخر به یکی از دوستان گفتیم امشب افطار کنیم.  ۱۱۰ روزه یعنی (حدود) سه تا چله بود.

دیدیم دو نفر هندی وارد شدند ، ممکن است بعضی بچه ها باشند که یادشان باشد، بعد از سلام علیک و روبوسی گفتیم کجا بودید؟ گفتند مشهد بودیم ، آمدیم رِی و جدّت را زیارت کردیم .من تعجب کردم که اینها چه می گویند! بعد آمدیم قم و مستقیم آمدیم سوی شما. آن زمان بیابان بود وسط قبرستان آمدند ما رو پیدا کنند.

ما کجا بودیم ...؟ بعد از اینکه حکایت را تمام کردند ما دوزاریمان نیفتاد، فکر نکردیم که دارند سرعت خودشان را به ما ابلاغ می کنند، ما درک نکردیم من کمی شک کردم. صبح شد گفتند پول دارید ؟ صد تومن داشتیم ، گذاشتم جلوی آنها، گفت نه ، ده تومن این برداشت و ده تومن هم آن یکی دیگر،  گفتند بس است ، بعد خداحافظی کردند و روبوسی تا رسید به من، من را گرفت در بغلش و روبوسی کردیم و یکهو پریدند و رفتند!

دیشبش پرسیده بودم که از اینجا، به کجا می روید؟ گفته بودند؛ اول کربلا و بعد نجف و از نجف برویم مدینه زیارت و برگردیم مکه، زیارت را تمام کنیم از اینجا برویم پاکستان، آدرس هم دادند که هنوز دارم. گفتند:

بیایید انجا که در خدمت باشیم. وقتی پریدند، دیدم آنها حاکم بر طبیعت هستند، سلطان بر طبیعت هستند و سلطان بر دلها هستند نه بر گِلها.. خلاصه رفتند، یعنی شخصیت هایی اینگونه درعالم هستند.

یا علی
___________________

۱۹
آذر

هو


نکته ۵۳


📝..مجملا این عالم را ( عالم ملکوت ) شارع مقدس عالم برزخ سابق و لاحق و ملکوت سماوات و ارض و عالم نفوس انسانیه خوانده و باصطلاح حکماء اشراق عالم مثال و عالم اشباح و مثل معلقه و خیال منفصل و ارض حقیقه نامند و باصطلاح اهل معرفت عالم قلب و اقلیم ثامن و ارض هورقلیا نامند و اهل معرفت و ریاضت به خلع بدن درین عالم داخل می شوند.


و حکماء قدما نیز بریاضات داخل در این عالم بقدر استعداد نورانیت شده اند چنانکه ارسطاطالیس حکیم در اثولوجیا گوید که خلوت گزیدم و ریاضت کشیدم و خلع بدن نمودم و از ملابس طبیعت مجرد شدم و در خود حسنی غریب و نوری عجیب می دیدم و خود را از اجزاء عالم روحانی می یافتم و صاحب تاثیر بودم پس ترقی کردم به عالم ربوبیت و نور مشاهده می کردم که زبان وصف آن نتواند نمود و گوش وصف آن نتواند شنید ناگاه فکر میان من و آن نور حجاب شد و متعجب ماندم که چگونه از آن عالم نزول کردم.


و شیخ مقتول در تلویحات و ملاقطب علامه در شرح حکمت اشراق این خلع و شهود را به افلاطون نسبت داده اند و مستبعد نیست که از هر دو باشد که استاد و تلمیذ یکدیگرند ؛ پس بدانکه در جائیکه حکماء سلف به ریاضات نفسانیه صاحب خلع بدن و شهود انوار شده اند اهل معرفت و مجاهده از این امت مرحومه که مسمی به اولیاء و شیعیان خاص الوای حضرات اهل بیت عصمت اند از برکت نور ولایت و متابعت ایشان   به طریق اولی باید به این عالم که مثال و قلب است به خلع بدن رسیده باشند ، خلع بدن سهل است که اولیاء این امت خلع صورت مثالیه قلبیه را از برکت نور ولایت کرده اند و به عالم ارواح مجرده و انوار مقدسه جبروتیه رسیده اند.


بلکه خود نور مجرد از صور شده اند و با تجلی الهی متحد شده اند و با این خلع ثانی عارف به نورانیت حضرت سلطان اولیاء سیدالموحدین امیرالمومنین علی علیه السلام آمده اند چنانکه فرمود : ( من عرفنی بالنورانیه فقد عرف الله و من عرف الله فقد عرفنی بالنورانیه و ذلک دین القیّمه )


یا علی


📚طباشیر الحکمه


👤ابوالقاسم حسینی شریفی ذَهَبی شیرازی متخلص به راز شیرازی از بزرگان سلسله مبارکه ذهبیه رضویه مرتضویه (مهدویه اشراقیه گمنامیه) و (احمدیه)

_______________________