نکات و تحقیقاتی در رابطه با تصوف و فلسفه و عرفان

نکات و تحقیقاتی پیرامون اصول و مبانی تصوف و عرفان و فلسفه شرق

نکات و تحقیقاتی در رابطه با تصوف و فلسفه و عرفان

نکات و تحقیقاتی پیرامون اصول و مبانی تصوف و عرفان و فلسفه شرق

نکات و تحقیقاتی در رابطه با تصوف و فلسفه و عرفان

هو

یا علی

به عقل ما نرسد درک کُنهِ این نقطه
که نکته هاست به دریای باء بسم الله

قصد بر آن دارم تا شمه ای از خاطرات و تحقیقات شخصیم را در زمینه ادیان و مذاهب و عرفان و فلسفه ... در این وبلاگ قرار بدهم.


- این وبلاگ جنبه ی شخصی دارد و فقط به عنوان بانکیست جهت ذخیره ی مطالب جمع آوری شده و یا نوشته شده توسط حقیر
خاک پای محبان مولا علی
اُ/ ش

کانال تلگرام
AsrareTohid@

۱۱ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «ذهبیه فتحیه مهدویه اشراقیه گمنامیه» ثبت شده است

۰۱
خرداد

هو


پیر منیرمان حفظه الله فرمودند:


📝..دور ، دور ولایت امام زمان است ، اطاعت امر از شاه ولایت ، حضرت حجت ابن الحسن است ؛ در هر مذهبی منتظری هست ، اگر در تاریخ مطالعه کنیم میبینیم همه منتظر کسی هستند ، اما به خودش قسم همه اینها راهی را که شیعه دوازده امامی به لطف و منت الهی فهمیدند ، نفهمیدند. شک نکنید.


امام زمان باید بیاید و دین را احیا کند. او ولی اعظم ، عرش اعلی و نقطه مرکزی است. امام زمان در قلب های مایل به ولایت تحول ایجاد کرده و تمام عالم را به عرفان وجودی خود راهنمایی می کند. ان شا الله مولا توجی کند تا بتوانیم در خانه امام زمان محکم باشیم و با کمک این خاندان حرکت کرده و به سوی حقیقت راه پیدا کنیم. حقیقتی که در همه انسانها هست. فقط از این راه میشود جلو رفت. متأسفانه در این کشاکش طریق، آن چیزی که باید دوستان ارائه بدهند و در خدمت آقا امام زمان باشند ، ارائه نمی شود. به خودش قسم همه اعمال بشریت ، هر چه هست و نیست در پیشگاه او روشن است. اینجا آمدیم برای اینکه شما این وارستگی و پابستگی خودتان در برابر حق را در خانه ولایت پیدا کنید. در خانه منجی عالم را بزنید ، تا راه پیدا کنید در آن گنبد خضرایی که هر کسی راه ندارد به جز عاشقانی که پایمال عالم و صوفی شدند. این علم، درسی نیست ، علم مقام و حال است و نه قال.


یا علی

____________________

۱۹
ارديبهشت

هوپ


ییر منیرمان حفظه الله فرمودند:


📝..پیران قلندری بودند که در زمان بچگی ، با آن بچگیمان از ایشان سوال می کردیم ؛ پیرانی که صد سال جلوتر رفته بودند ما با آن ها برخورد داشتیم ، از آن ها می پرسیدیم و آن ها مارا راهنمایی می کردند ، می رفتیم در قبرستان شاید پیدا بشوند ؛ ارتباطی که در بچگی داشتیم حالا غبطه آن وقت را می خورم . خودم حالاتی داشتم که از پنج ، شش سالگی دنبال پیران می گشتم . با خودم می گفتم باطنی هست و غیبی هست و من باید آن هارا پیدا کنم . ده سال هم در قبرستان ها بودم و خودم هم نمی دانستم چرا ؟ یک نیرویی مرا می کشید ، در فکر درس نبودم ، در فکر این بودم که من برای چه آفریده شده ام و برای چه خواهم مرد ! این مساله را می خواستم حل کنم ، ده سال در این فکرها بودم ، درک این کار هر کسی نیست.


یک وقتی فکر می کردم از اینجا به بیابان ها بروم ، دیدم دیوانه ای دارد می آید و بچه ها او را اذیت می کنند و با سنگریزه می زدند . من بچه هارا رد کردم رفتند ، رسید به من ، اظهار تشکر کرد. البته به نظر من و شما دیوانه بود ، گفت آقا هرجا بروی آسمان همین رنگ است ، فهمیدم همین است که می گوید و جواب مرا داد که برای چه آمدم و برای چه می روم و این وسط ماندن ما برای چیست؟ یک قافله می آید و یک قافله حرکت می کند . این چیست ؟ آن وقت بود که ریاضی و دیکته را ول کردم و رفتم و گفتم قبرستان خوب است...


یا علی

______________________

۱۶
فروردين

هو

📌طریقت کبرَویه و انشعابات آن - ۳

شاخه دیگر سلسله کبرویه یعنی ذَهَبیه در اوایل حکومت صفویه ابتدا در خراسان و سپس در شیراز گسترش بسیار یافت . ذهبیه در میان طرائق تصوف در ایران از طرائق دیگر ممتاز بوده است . بزرگانی از علما و حکما که صاحب تالیفات در زمینه حکمت و عرفان اند در میان ایشان ظاهر شدند ؛ در میان حکما و عرفای ذهبی ، سید قطب الدین نیریزی در تصوف و عرفان قرن ۱۲ هجری قمری جایگاه ویژه ای دارد . ایشان احیا کننده مجدد طریقه ذهبیه با نظام عرفانی شیعی در اواخر حکومت صفویه و دارای تالیفات زیاد در موضوع حکمت و عرفان اسلامی بوده است.

پس از سید قطب الدین نیریزی سه تن از شاگردان ایشان با نام های ملامحراب گیلانی و آقا محمد بیدآبادی و آقا محمد هاشم شیرازی که همگی از حکماء و عرفای عصر خود و صاحب تالیفات بودند ، مشغول ارشاد و تربیت معنوی سالکان شدند . از میان آن ها آقا محمد هاشم که داماد سید قطب الدین هم بود رسمیت طریقتی بیشتری یافت . پس از او میرزا ابوالقاسم شریفی معروف به میرزا بابا و متخلص به راز سیره مشایخ گذشته را ادامه داد . وی از مشاهیر ذهبیه است که در حوزه تصوف و عرفان شیعی دارای تالیفات زیادی به نظم و نثر است.

📖ذهبیه تصوف علمی - آثار ادبی
📖شرح رساله معرفت به نورانیت

______________________

۱۶
فروردين

هو

📌طریقت کُبرَویه و انشعابات آن - ۲

در دوران ارشاد خواجه اسحاق خَلتانی ( مقتول ۸۲۶ ه ) - خلیفه میر سید علی همدانی - این طریقه دارای دو انشعاب شد ؛ گروهی از سید محمد نوربخش پیروی کردند که موسوم به ( نوربخشیه ) شدند و عده ای نیز از سید عبدالله بُرزِش آبادی تبعیت کردند که ( ذَهَبیه ) خوانده می شوند . اگر چه موسوم شدن ذهبیه پیش از این انشعاب بوده است .

سید محمد نوربخش از شاگردان میر سید شریف جرجانی و عالم بزرگ شیعه ، ابن فهد حلی بود . او و خلفایش که در نشر مذهب شیعه در قرن نهم و بعد از آن سهم بسزایی داشتند ، مقدم بر حکومت صفویه در فکر قیام بر ضد سلطان وقت شاهرخ گورکانی و تاسیس حکومت صوفی شیعه بودند.


یا علی

طرائق الحقایق
اصول تصوف
مجالس المومنین
_______________________

۱۶
فروردين

هو


📌طریقت کُبرَویه و انشعابات آن - ۱

یکی از جریان های عرفانی مهم و با نفوذی که در ایران رایج بوده ، سلسله کبرویه است . این سلسله منسوب به شیخ نجم الدین کبری ( مقتول ۶۱۸ ه ) ملقب به ( طامه الکبری ) و ( شیخ ولی تراش ) است . کبرویه در دوران مغول ، در مشرق ایران رونق فراوان داشت و مشایخ آن در عهد خوارزمشاهیان و ایلخانیان از خراسان و ماوراءالنهر تا شام و آسیای صغیر در نشر و ترویج این طریقه کوشیده اند. از جمله مشایخ کبرویه عبارت اند از:

شیخ مجدالدین بغدادی ( مقتول ۶۰۷ ه )
رضی الدین علی لالا ( ۶۴۲ ه )
سعدالدین حمویه ( ۶۴۹ ه )
شیخ نجم الدین رازی معروف به #دایه ( ۶۵۴ ه)
سیف الدین باخرزی ( ۶۵۹ ه )
شیخ عزیزالدین نسفی ( ۶۹۹ ه )
شیخ نورالدین عبدالرحمن اسفراینی ( ۷۱۷ ه )
شیخ علاءالدوله سمنانی ( ۷۳۶ ه)
میر سید علی همدانی معروف به علی ثانی ( ۷۸۶ ه)

هریک از این مشایخ در حوزه تصوف و عرفان اسلامی دارای آثار و تالیفات مهمی می باشند . نکته مهم و اساسی در باب طریقه ی کبرویه این است که مشایخ و خلفای آن غالبا بر تشیع منسوب یا مربوط شده اند.

یا علی

دنباله جستجو تصوف در ایران
شرح رساله در بیان معرفت به نورانیت امیرالمومنین میرزا فتحعلی

۱۸
اسفند

هو

نکته ۵۷

هر قدر قوت محبت و ولایت حضرت علی مرتضی و ذریه طاهره آن حضرت صلوات الله علیهم و متابعت شخص عارف به این بزرگواران بیشتر باشد ، اطلاعش بر عالم ملکوتی قلبی و برخوردش به حالات و واردات این عالم زیادتر است.

ابوالقاسم حسینی متخلص به راز شیرازی رضوان الله تعالی علیه

طباشیر الحکمه


۲۹
دی

هو


پیر و مرشدمان روحی فداه فرمودند:


📝..هر ریاضت که بکشید دم مرگ به دردتان میخورد . این چیزی است که حضرت سید ( سید علی مبدا ) تضمین می کرد و می گفت هرکس ریاضت کشید دم مرگ آرام می رود ، چون فشار را در اینجا متحمل شده ، لذا آنجا استراحت می کند.


پ،ن:


📌 حضرت سید علی مبدا بعد از فوت سید ظهیر الاسلام رضوان الله تعالی علیه دست ارادت به سید فتحعلی داد ، وی ایامی در خدمت سید فتحعلی و زیر نظر او مشغول مجاهدات عرفانی شد و سلسله هفت تنانیه ی گمنامیه رضویه ( مهدویه اشراقیه گمنامیه ) را به ارث معنوی اخذ نمود . و در نهایت به هندوستان ( بمبئی ) مهاجرت کرد و قریب به چهل سال مشغول ریاضات ما فوق طاقه شد و در اواخر عمر خود به ایران بازگشت.


روحش شاد   راهش پر رهرو باد


یا علی مدد

۲۴
آذر

پیرِ منیرمان حفظه الله فرمودند:


آن ها که در سطح بالا هستند چنان افتاده و متواضعند که اگر بیایند اینجا بنشینند آن ها را نمیشناسید و [حتی] ممکن است به آنها بدبین بشوید.

بسیاری از اولیای خدا ، مانند ابدال، نجبا و رجال الغیب اینگونه گمنام و مخفی هستند. [خدا] زمینش بدون اولیاء نیست ، اولیاء ، با ما هستند...

با رهروان آشنا شوید و با ابدال و اوتاد و نجبا و نقبا پیمانی ببندید تا در صدر کهکشان ها تو را راه بدهند. آن ها در خلق بر تبلیغ ولایت مأمورند. مأمورند بر تبلیغ ولایتی که نیروی زمین و آسمان ها و کائنات است.

۲۳
آذر

پیرِ منیرمان حفظه الله فرمودند:


اگر می خواهید برزختان پر نشیب و فراز نباشد ، باید آن را در این عالم مشاهده کنید.


۲۳
آذر

آقای درستی از مشایخ سلسله نعمت اللهی صفی علیشاهی در بمبی بعد از سیر تحول معنوی ۱۰ چله نشسته ، و در آنجا همراه سید علی مبدا مشغول ریاضات و مجاهدات و چله نشینی بودند و همیشه از ایشان خاطراتی تعریف می کردند .

به نقل از ایشان "سید علی مبدا " فرموده بودند که:


در یک چله جلوی درب یکی از مجلل ترین هتل های بمبی امر شد چله بگیرم نگهبان هتل با عصبانیت به من گفت:

از اینجا دور شو !!

آنجا یک مندل کشیدم و یک سگ ، نگهبان من بود ۴۰ روز در آنجا نشسته و هیچ وقت در آن ایام خبری از آن نگهبان عصبانی نبود

 _______________


۲۳
آذر
هو

پیرِ منیرمان حفظه الله فرمودند:

📝..یک ریاضتی بود آن زمان ها که بعضی از دوستان بودند که می دانند. یک ریاضت مافوق الطاقه داشتیم. ۱۱۰ روزه بود که روز آخر ما پَر می زدیم و حال نداشتیم اصلا، در سن جوانی بودیم. شب آخر به یکی از دوستان گفتیم امشب افطار کنیم.  ۱۱۰ روزه یعنی (حدود) سه تا چله بود.

دیدیم دو نفر هندی وارد شدند ، ممکن است بعضی بچه ها باشند که یادشان باشد، بعد از سلام علیک و روبوسی گفتیم کجا بودید؟ گفتند مشهد بودیم ، آمدیم رِی و جدّت را زیارت کردیم .من تعجب کردم که اینها چه می گویند! بعد آمدیم قم و مستقیم آمدیم سوی شما. آن زمان بیابان بود وسط قبرستان آمدند ما رو پیدا کنند.

ما کجا بودیم ...؟ بعد از اینکه حکایت را تمام کردند ما دوزاریمان نیفتاد، فکر نکردیم که دارند سرعت خودشان را به ما ابلاغ می کنند، ما درک نکردیم من کمی شک کردم. صبح شد گفتند پول دارید ؟ صد تومن داشتیم ، گذاشتم جلوی آنها، گفت نه ، ده تومن این برداشت و ده تومن هم آن یکی دیگر،  گفتند بس است ، بعد خداحافظی کردند و روبوسی تا رسید به من، من را گرفت در بغلش و روبوسی کردیم و یکهو پریدند و رفتند!

دیشبش پرسیده بودم که از اینجا، به کجا می روید؟ گفته بودند؛ اول کربلا و بعد نجف و از نجف برویم مدینه زیارت و برگردیم مکه، زیارت را تمام کنیم از اینجا برویم پاکستان، آدرس هم دادند که هنوز دارم. گفتند:

بیایید انجا که در خدمت باشیم. وقتی پریدند، دیدم آنها حاکم بر طبیعت هستند، سلطان بر طبیعت هستند و سلطان بر دلها هستند نه بر گِلها.. خلاصه رفتند، یعنی شخصیت هایی اینگونه درعالم هستند.

یا علی
___________________