نکات و تحقیقاتی در رابطه با تصوف و فلسفه و عرفان

نکات و تحقیقاتی پیرامون اصول و مبانی تصوف و عرفان و فلسفه شرق

نکات و تحقیقاتی در رابطه با تصوف و فلسفه و عرفان

نکات و تحقیقاتی پیرامون اصول و مبانی تصوف و عرفان و فلسفه شرق

نکات و تحقیقاتی در رابطه با تصوف و فلسفه و عرفان

هو

یا علی

به عقل ما نرسد درک کُنهِ این نقطه
که نکته هاست به دریای باء بسم الله

قصد بر آن دارم تا شمه ای از خاطرات و تحقیقات شخصیم را در زمینه ادیان و مذاهب و عرفان و فلسفه ... در این وبلاگ قرار بدهم.


- این وبلاگ جنبه ی شخصی دارد و فقط به عنوان بانکیست جهت ذخیره ی مطالب جمع آوری شده و یا نوشته شده توسط حقیر
خاک پای محبان مولا علی
اُ/ ش

کانال تلگرام
AsrareTohid@

۴ مطلب در مرداد ۱۳۹۵ ثبت شده است

۲۴
مرداد

هو


بسم الله الرحمن الرحیم


همیشه عالمان و عارفان ربانی احترام بسیار زیادی به خانواده ی خود میگذاشته اند و اگر مجرد بوده اند احترام پدر و مادر را حفظ میکرده اند چنانچه شیخ بایزید بسطامی قدس الله نفس الزکیه میفرماند:


آن کار که بازپسین کارها دانستم، پیش از همه بود و آن رضای مادر بود...آنچه در جمله مجاهدات و ریاضات غربت می جستم، در آن یافتم که شبی مادر از من آب خواست. در کوزه و در سبوی آب نبود. به جوی رفتم و آب آوردم , مادر در خواب شده بود , شبی سرد بود. کوزه بر دست داشتم , چون از خواب درآمد آگاه شد. آب خورد و مرا دعا کرد که دیده کوزه بر دست من فشرده بود. گفت: چرا از دست ننهادی؟ گفتم: ترسیدم که تو بیدار شوی و من حاضر نباشم...


و اگر متاهل بوده اند همیشه به همسرشان احترام میگذاشتند و کمال قدردانی را از زحمات همسرشان داشته اند. چنانچه موحد عظیم سید هاشم حداد میفرمایند سلوک انسان از خانواده ی خودش شروع میشود.


استاد رمضانی در رابطه با شیوه ی قدردانی عارف کامل مکمل استاد علامه حسن زاده آملی از همسرشان میفرمایند :


ایشان نسبت به افرادی که برایشان کوچک‌ترین قدم را بردارند منظور می‌کند. آن آیه شریفه «انّا لا تضیع أجر من أحسن عملاً» اصلاً در وجود ایشان تمثل‌یافته است.

از جمله مصادیقی که در این زمینه گویا است این است که یک وقتی حضرت آیت‌الله حسن‌زاده آملی اشاره به خانمش می کرد و می‌فرمود علامه حسن‌زاده آملی ایشان هستند نه من. اگر تحمل ایشان نبود و اگر صبر ایشان نبود و اگر سازگاری ایشان نبود مگر من می‌توانستم به کارهایم برسم و آن اهدافی را که می‌خواستم دنبال کنم دنبال کنم. لذا عنوان علامه و آیت‌الله و فیلسوف و عارف را من لاحق ایشان می‌دانم و ایشان لایق این عناوین هستند.


۲۴
مرداد

هو


بسم الله الرحمن الرحیم


وقتی که خداوند توفیق داد و بعد از دانشگاه ورود به حوزه علمیه پیدا کردم بعد از اینکه دوره ی اختبار علمی را گذراندم و قرار بر این بود که یک دوره اخلاقی در شهر تفرش مارا ببرند حقیر دلم چندان مایل نبود ولی یکی از دوستان که در حال صحبت با شخص دیگری بود به آن شخص فرمود:


که شاید کسی جمله ای را در آن جلسات بگوید و باعث تحول من بشود !


حقیر در دلم گفتم که چنین چیزی چندان امکان پذیر نیست و در این جلسات معمولا مباحث تکراری را مطرح میکنند.


تا اینکه گذشت و حقیر به تفرش رفتم و در طول این یک هفته در یکی از جلسات داستانی را شنیدم از یکی از اساتید حوزه که به اندازه ی خیلی از مباحث و کلاس ها برایم ارزش داشت و بسیار باعث قوت همت من شد و در طول ایام این خاطره در درس ها و بحث ها و مراقبت ها بسیار مد نظر حقیر هست:


در آن جلسه یکی از اساتیدفرمودند:


یکی از شاگردان علامه طباطبایی قدس الله نفس الزکیه خدمت آن مرحوم رسید و گفت:


خیلی از اوقاتم را بیهوده گذراندم و چیزی دستگیرم نشد و به جایی نرسیم...


علامه طباطبایی فرمودند:


آیا به وعده های الهی ایمان داری؟


آن شاگرد که ناراحت بودند فرمودند :


بله تا حدودی...


علامه طباطبایی فرمودند:


خداوند در قرآن میفرمایند :

( وَالَّذِینَ جَاهَدُوا فِینَا لَنَهْدِیَنَّهُمْ سُبُلَنَا )

کسانى که در راه ما مجاهدت و کوشش کنند ، "به یقین" آنها را به راه ‏هاى خود هدایت می کنیم.


وقتی که علامه طباطبایی این آیه را میخوانند تحولی عظیم در شاگردشان به وجود می آید چنانچه این استاد حوزه میفرمودند که همین شخص برای ما تعریف میکردند که :


وقتی که استاد علامه طباطبایی این آیه رو برای من خوندند چنان متحول شده بودم که وقتی از قم قصد داشتم به شهر خودم بیام وقتی که از قم ساعت 8 صبح راه میافتادم حدود ساعت 12 شب به شهرمون میرسیدم و خیلی خسته میشدم و وقتی که میخواستم بلند شم برای نماز شب دست هامو که روی زمین میزاشتم تا بلند شم و نماز شب رو بخونم آنقدر خسته بودم که دست هام تعادل خودش رو از دست میداد و به زمین میخوردم... ولی در همون لحظه به یاد آیه ای که علامه طباطبایی برایم خوندن میافتادم که :

وَالَّذِینَ جَاهَدُوا فِینَا لَنَهْدِیَنَّهُمْ سُبُلَنَا

و این آیه آنقدر به من قوت میداد که بلند میشدم نماز شبم رو کامل میخوندم...

____________________

از قول پیامبر خدا صلى الله علیه و آله در بحار الأنوار نقل شده که :

سخن حکیمانه اى را که مؤمن بشنود بهتر از عبادت یک سال است.

در درس ها و بحث ها و شنیدن سخنرانی ها و همچنین در نزد اولیاء خدا همیشه باید مانند یک شکارچی باشیم و حرف های کلیدی و اصول و امهات را شکار کنیم و از آن حرف استفاده ی علمی و عملی بکنیم.

یکی از راه های بسیار عالی برای استفاده از این سخنان اینست که دفتری تهیه کنیم و هرچه از اصول و امهات را که شکار کرده ایم در آن دفتر ثبت کنیم.

باید از همه ی عالم درس بگیریم چنانچه در روایت وارد شده که در هر آنچه که چشمانت میبیند موعظه ای هست, اگر ما تشنه ی درس گرفتن و یاد گرفتن مبانی و اصول عرفانی و اخلاقی باشیم تمام عالم حتی در و دیوار و گیاهان و حیوانات استاد ما خواهند شد...

به یاد دارم یک بار که در اتوبوس نشسته بودم و مشغول دیدن کوه و دشت های در مسیر راه بودم نظرم به خار ها و بوته های کنار جاده افتاد و من را سخت در فکر فرو برد که این بوته ها چگونه به وجود آمدند ؟ به چه هدفی به وجود آمدند ؟ دارای چه نوع نفسی هستند ؟ اگر دارای نفس نباتی است نفس نباتی مجرد است یا مادی ؟ با کدام یک از خدام نفس نباتی این گیاه کار خودش را انجام میدهد؟ آیا این گیاه خشک دارای مراتب است ؟ مرتبه مثالیش چیست ؟ عقلیش چیست ؟ الهیش چیست ؟ و ....

همین تفکر و درس گرفتن از یک بوته ی گیاه نمونه بارز یک شکار است که همین تفکر در یک بوته ی گیاه زمینه پاک بودن و توحد قوه خیال را فراهم میکند....


در کل یک اصل را همیشه مد نظر داشته باشیم که :


شکارچی باشیم...


یا علی مدد


۱۱
مرداد

فرزند ارشد عارف کامل مکمل وصی طریقت عارف کبیر سید هاشم حداد ، سیدنا الاستاد علامه سید محمد حسین حسینی طهرانی ، در جلد دوم کتاب شریف نور مجرد میفرمایند:

مرحوم والد (علامه طهرانی) از ایشان (علامه حسن زاده) بسیار تمجید و تجلیل میکرد.


در زمانی که ما در حوزه قم تحصیل میکردیم میفرمودند:

حتما در درس اخلاق آیت الله حسن زاده آملی شرکت کنید. و ایشان در آن درس حال بسیار خوبی داشتند که برای ما غنیمت بود.


هنگامی که میخواستیم درس اسفار و بقیه مباحث معقول را در قم ادامه بدهیم ، اساتید متعددی در قم مشغول تدریس بودند و بعضا از جهات علمی نیز اشتهار داشتند ولی مرحوم والد میفرمود فقط در درس آیت الله حسن زاده شرکت کنید و قسمت شد بخش هایی از اسفار و الهیات شفا و اشارات و تمهید القواعد را در محضر ایشان تلمذ نمودم.
ایشان هم متقابلا ارادت خاصی به مرحوم علامه والد داشتند و همیشه از والد معظم به نیکی یاد میکردند و تعابیر بسیار بلندی درباره ایشان به کار میبردند.

مرحوم علامه والد وقتی کتابی از تألیفاتشان منتشر می شد ، نسخه ی را میفرستادند تا خدمت ایشان تقدیم کنیم و حقیر هربار که کتابی را می بردم ایشان بسیار احترام نموده و سلامی مخصوص می فرستادند.


ایشان به یکی از اخوان حقیر هم فرموده بودند که قدر والدتان را بدانید که ایشان کبریت احمر است و در هر صد سالی یکی مثل ایشان پیدا میشود.

۱۱
مرداد
بسم الله الرحمن الرحیم

شنیدم از یکی از اساتید در بزرگداشت آیت الله غلامرضا مولانا بروجردی رحمت الله علیه که فرمودند:

روزی در خدمت علامه حسن زاده آملی بودم , از ایشان پرسیدم آقا شما چشم برزخی دارید؟

استاد علامه حسن زاده آملی فرمودند:

مگر شما ندارید ؟!
____________________
حضرت استاد علامه حسن زاده آملی روحی فداه در رابطه با خاطره ای که نقل شد جمله در دروس شرح فصوص الحکم قیصری میفرمایند که منظور حضرتشان را از جمله ( مگر شما ندارید ) توضیح میدهد , ایشان میفرمایند:

در دیدن چشم تعجب نیست، زیرا خداوند چشم را براى دیدن آفریده است؛ لذا اگر نمى ‏بیند جاى تعجب است پس باید معالجه شود وگرنه چشمى که مى ‏بیند هر چه تیزبین‏تر شود بهتر است. پس دیدن روى اصل است و انسان آن است که بصیرت داشته باشد. اما مردم بر این روش ‏اند و نسبت به کسى که حالات و مکاشفات و کراماتى دارد تعجب مى ‏کنند؛ مثلا از کسى که اخبار به غیب کند و تصرفى نماید در تعجب هستند در حالى که اینها تعجب ندارد بلکه در آن کس که این حالات را ندارد باید تعجب کرد که چرا بیمار شد.