نکات و تحقیقاتی در رابطه با تصوف و فلسفه و عرفان

نکات و تحقیقاتی پیرامون اصول و مبانی تصوف و عرفان و فلسفه شرق

نکات و تحقیقاتی در رابطه با تصوف و فلسفه و عرفان

نکات و تحقیقاتی پیرامون اصول و مبانی تصوف و عرفان و فلسفه شرق

نکات و تحقیقاتی در رابطه با تصوف و فلسفه و عرفان

هو

یا علی

به عقل ما نرسد درک کُنهِ این نقطه
که نکته هاست به دریای باء بسم الله

قصد بر آن دارم تا شمه ای از خاطرات و تحقیقات شخصیم را در زمینه ادیان و مذاهب و عرفان و فلسفه ... در این وبلاگ قرار بدهم.


- این وبلاگ جنبه ی شخصی دارد و فقط به عنوان بانکیست جهت ذخیره ی مطالب جمع آوری شده و یا نوشته شده توسط حقیر
خاک پای محبان مولا علی
اُ/ ش

کانال تلگرام
AsrareTohid@

۶ مطلب در تیر ۱۳۹۵ ثبت شده است

۲۵
تیر

بسم الله الرحمن الرحیم


از افلاطون و فیثاغورس و هرمس(حضرت ادریس) نقل شده که ستارگان و کرات آسمانی دارای بو هایی پاک تر و خوش تر از مشک و عنبر هستند اما مشاییان این قول را رد کردند اما جناب آخوند ملاصدرا میفرماند که این اسشتمام عطر های خوشی که مربوط به کرات و ستارگان آسمانی است در حال اتصال به عوالم مافوق ماده در خواب و یا در مکاشفه بوده استو مربوط به حالاتی مادی نمیباشد چنانچه منجمین سال ها در رابطه با یک کره و یا ستاره ی جستجو و مطالعه کنند و یا به بعضی از کرات آسمانی سفر کنند اما چنین بو هایی را استشمام نکنند ,حضرت استاد علامه حسن زاده آملی در رابطه با این مبحث میفرماند :


امر مکاشفه به مراحل شامخ تر از چیزی است که فرد خوابیده در خواب می بیند.انسان در سلوک و عروج خود به سوی حقیقت حق متعال ، چیزهایی را می بیند و می شنود و استشمام می کند که زبانها از وصف آنها قاصر است و اقلام از تحریر آنها عاجز است.

و ما نیز به فضل پروردگار عالمین امثال این امور منقوله از علمای اقدمین را کره ای بعد کره و عالمی بعد عالم مشاهده کرده ایم و وقتی از آن مشاهده قلبیه و حالت روحانیه انصراف کرده ایم دانسته ایم که امر ، رفیع تر از آنی است که در احوال طبیعیات و شرایط ادراک آنها تفوه کرده اند


و نیز میفرمایند :

آنچه که این اکابرِ علما ادراک نموده اند و گفته اند در حال اتصال به عوالم مافوق ماده روائحی خوشبوتر از مشک و عنبر استشمام کرده اند، به مکاشفات روحانی ایشان مربوط است.


______________________________________

۲۰
تیر

بسم الله الرحمن الرحیم


حقیر شنیدم از یکی از شاگردان بزرگوار استاد علامه حسن زاده آملی که فرمودند:


فرزند حضرت استاد علامه حسن زاده آملی برایم تعریف کردند وقتی که با پدر خواستیم از قم به آمل یا ایرا برگردیم در بین راه حضرت علامه حسن زاده آملی دستور توقف دادند و نزدیک یک قصابی توقف کردیم ! و حضرت علامه حسن زاده آملی پیاده شدند و رفتند از قصابی مقداری گوشت و .. خریدند . و سوار ماشین شدند و به سمت مقصد حرکت کردیم...

در بین راه که حالت جنگل مانند داشت حضرت استاد در همان منطقه ی جنگلی دستور به توقف ماشین دادند و پیاده شدند , مقداری با حضرت علامه حسن زاده آملی به درون جنگل رفتیم و وقتی که حضرت علامه توقف کردند دیدم که سگی بیمار و گرسنه روی زمین هستند که در حال ضعف میباشند و حضرت علامه حسن زاده آملی گوشت هارا مقابل سگ قرار دادند و رفتیم...


شیر مردانند در عالم مدد

آن زمان کافغان مظلومان رسد

بانگ مظلومان ز هر جا بشنوند

آن طرف چون رحمت حق می‌دوند

آن ستونهای خللهای جهان

آن طبیبان مرضهای نهان

محض مهر و داوری و رحمتند

همچو حق بی علت و بی رشوتند

این چه یاری می‌کنی یبکارگیش

گوید از بهر غم و بیچارگیش

مهربانی شد شکار شیرمرد

در جهان دارو نجوید غیر درد

هر کجا دردی دوا آنجا رود

هر کجا پستیست آب آنجا دود

۲۰
تیر

بسم الله الرحمن الرحیم


شنیدم از استادم که فرمودند:


یکی از وابستگان استاد حیدر ضیایی که دارای مشکلات بسیار فراراوان و بزرگی بودند جهت رفع مشکلشان خدمت حضرت استاد علامه حسن زاده آملی میرسند.

هنگامی که مشکلاتشان را مطرح میکنند , حضرت استاد علامه حسن زاده آملی میفرمایند:

نام شما چیست ؟ و نام مادر شما چیست؟

آن شخص میفرمود که وقتی به این سوال ها جواب دادم حضرت علامه حسن زاده آملی فرمودند:

بلند شو برو مشکل شما حل شد !

آن شخص فرمودند تا از در خانه ی حضرت علامه حسن زاده آملی بیرون آمدم تمام مشکلاتم حل شد.

استاد ما فرمودند:

حضرت استاد علامه حسن زاده آملی مشکل این شخص را با علوم غریبه حل کردند

۲۰
تیر

سالک الی الله کربلایی احمد میرزا حسینعلی تهرانی رحمت الله علیه میفرمایند :

جناب امیرالمؤمنین علیه السلام در عالم معنا ، قرآنی را به من نشان دادند که از زمین تا آسمان کشیده شده بود ؛ و نقوش فوق العاده زیبا و نورانی داشت ، اما هیج حرفی در آن دیده نمیشد.
سپس حضرت به حاشیه قرآن اشاره کرده و فرمودند : بخوان!
وقتی خوب دقیق شدم ، مشاهده کردم که در حاشیه آن ، به خط زیبایی نوشته شده است :

( من انسان را از روی محبت خلق کردم ، لذا دوست دارم که آن ها نیز مرا از روی محبت بپرستند )

با این عبارت ، حضرت باری به من حالی کردند که سر خلقت محبت است ؛ و تمامی موجودات ، برای عشق بازی با خدا پا به عرصه وجود گذاشته اند.

طفیل هستی عشقند ، آدمی و پری

ارادتی بنما! تا سعادتی ببری

بکوش خواجه و از عشق بی نصیب مباش!

که بنده را نخرد کس ، به عیب بی هنری


رند عالم سوز


۱۷
تیر

بسم الله الرحمن الرحیم


حضرت استاد علامه حسن زاده آملی در دیوان اشعار میفرمایند:


دار حضور و ادب , همت و آنگه طلب

وقف بر این چهار کنید یک سره اوقات را


و نیز میفرمانید:


سرمایه راهرو حضور و ادب است

آنگاه یکی همت و دیگر طلب است

ناچار بود راهرو این چار اصول

ورنه به مراد دل رسیدن عجب است


قوه خیال به منزله ی آینه ای میماند که مستعد نشان دادن صور غیبه است که افکار پراکنده و سوء ظن و خیال پردازی ها و مشغول  شدن به کارهای لغو و بی فایده باعث سیاه شدن و کدر شدن این آینه میشود و تا این آینه با حضور عنداللهی و اذکار و اوراد و توجهات و تفکرات انفسی و آفاقی زلال و پاک نشود صاحب کشفیات و مشاهدات غیبه نمیشود.

در طریق سیر و سلوک الی الله قوه خیال باید به توحد و سکون برسد چنانچه حضرت استاد صمدی آملی میفرمایند:


تا قوه خیال به توحد نرسد شخص صاحب مکاشفات نمیشود



قوه خیال جبلی و سرشتش بر خزینه داری صور ادراکی حواس ظاهری است همچنین قوه ای برای صورتگری معانی کلی و جزیی است و به قولی نقاشی چیره دست است.


در نزد ارباب حکماء بدیهی است که قوه خیال دائما با کثرات و جزییات مانوس و محشور است و لذا یکی از مواردی که قوه خیال را از تخیلات فاسد و و صورتگری ها و بازیگری های بیهوده بازمیدارد تفکر در معقولات و کلیات عالم است که حضرت استاد صمدی آملی مثال شکارچی و سگ شکاری را در دروس شرح مراتب طهارت میزدند که سگ شکاری به منزله ی قوه خیال و شکارچی به منزله ی قوه عاقله است که شخص باید با سلطنت قوه عاقله , قوه خیال را به کار گیرد برای تفکر در امور کلی و معقولات که عزیزان میتوانند برای توضیحات بیشتر در رابطه با این مثال به کتاب شریف شرح مراتب طهارت جلد اول مراجعه کنند.


تفکر در معقولات و امور کلی عالم مربوط به قوه عاقله بوده و قوه عاقله با وحدت مانوس و محشور است و هرکجا که پای عقل در میان باشد جایی برای امور جزیی و کثرات و قیودات خیالی و مادی نیست.

پس یکی از راه های به توحد رساندن قوه خیال تفکر در امور کلی و معقولات است مانند تفکر کردن در آیات و روایات و تفکر در رابطه با مسائل نجومی و ستارگان و رفتن به قبرستان و ...

چنانچه در روایت وارد شده:

لا خیر فى قرائة لیس فیها تدبر

خیری در قرائت قرآن بدون تفکر و تدبر نیست


یکی دیگر از توصیه های بزرگان فلاسفه و عرفان خواندن ریاضیات است که ریاضیات باعث توقیت قوه عاقله و انس با وحدت میشود.

حضرت استاد علامه حسن زاده آملی در کتاب شریف گفت و گو میفرمایند:


علوم ریاضی نیز فکر را از خطا و اعوجاج وانحراف باز می دارند و به آن استقامت و اعتدال می دهند .

انسانهای ورزیده در علوم ریاضی ؛ صاحب رأی صائب و نظری ثاقب و کم گوی وگزیده گوی و دیر گوی و نکو گوی می شوندمثلاً عبارات خواجه طوسی به فارسی وعربی ؛ چنان سخت بنیاد و استوار است که گویی به جای مرکّب ؛ سرب مزاب به کار برده است.


همچنین حضرتشان در شرح فارسی اسفار میفرمایند:


قدما براى تعدیل و تقویم ذهن، متعلمین را قبل از ورود به علوم عقلى به علوم ریاضى نظیر حساب و هندسه وا مى ‏داشتند تا هندسه و حساب، که علوم استدلالى هستند و قواعدى مبرهن و متقن دارند، ذهن ایشان را استقامت و اعتدال بخشد و ایشان را به حقیقت‏یابى عادت دهد


روش اصلی در سیره استاد علامه حسن زاده آملی که در اول مطلب بدان اشاره کردیم حضور است.

اگر بتوانیم فراگیر بودن حقیقت توحید بیشتر دریابیم و در رابطه با این مسئله یک سیر علمی مشخص برای خودمان قرار دهیم در رابطه با حفظ کردن حضور موفق تریم . به همین دلیل حضرت علامه حسن زاده آملی تاکید بسیار زیادی بر سیر علمی دارند و عقیده دارند که سیر علمی خود یک نحوه ریاضت است که کمتر کسی وارد در این ریاضت میشود.

در رابطه با حضور توضیحی از یکی از اساتید خدمت بزرگواران تقدیم میکنم :


(( تصوری که عموم مردم از حقیقت توحید الهی دارند این است که خدایی جدا در بیرون از آسمانها و زمین مشغول ربوبیت است در حالی که این تصور عامیانه به برهان و عرفان و قرآن مردود می باشد.
خدایی که ما به عنوان حقیقت واحد صمدی آن را مورد پرستش قرار می دهیم حقیقتی جدای از زمین و آسمانها و جمادات و نباتات و حیوانات و انسانها نیست بلکه وجودی است فراگیر که تمامی کمالات موجودات از آن اوست و در متن کمالات هر موجودی وجود نوری حق سبحانه و تعالی نهفته است. اگر بتوانیم این نگاهمان را تقویت کنیم و با ملاحظه هر شیئی سریعا به کمالاتی که در آن نهفته است متمرکز شویم و در متن آن کمالات نور وجودی حق را مشاهده کنیم حضور و مراقبتی تام از آن انسان می شود که انسان را از هرگونه پراکندگی ذهن و خیال باز می دارد.
وقتی انسان به عینه مشاهده کند که در متن کمالات وجودی هر موجودی که در پیرامون او قرار دارد خود خدا حضور دارد ناگزیر از مراعات ادب و تواضع می شود و نمی تواند ذهن و خیالش را به چیزی غیر او معطوف سازد. ))


خلاصه آنکه :


دلی کز معرفت نور و ضیا دید

به هر چیزی که دید اوّل خدا دید


و از دیگر روش هایی که برای نفی خواطر بزرگان معرفت استفاده میکنند خلسه و ذکر و توجه به نفس و ... میباشد

البته نفس استاد نیز در این مسئله بی تاثیر نیست چنانچه علامه طهرانی رضوان الله علیه در کتاب روح مجرد میفرمایند:


نمازهاى صبح و ظهر و عصر را بنده به ایشان اقتدا مى‌کردم، چون کسى در منزل نبود جز یک نفر از رفقاى صمیمى؛ أمّا نماز مغرب و عشاء را ایشان به حقیر إقتداء مى‌نمودند و غالبا هم در روى بام انجام‌مى‌گرفت. و دستور داده بودند که حقیر در نمازها سوره‌هاى بلند را بخوانم، مانند یس و واقعه و مسبّحات و تبارک و منافقین و هل‌أتى و ماأشبَهها؛ براى آنکه ایشان چون اقتدا مى‌کنند حقیر را در قراءت و نفى خواطر تثبیت نمایند، و مى‌فرمودند: اینطور بهتر است تا آنکه شما به من اقتدا کنى.


همچنین حضرت علامه طهرانی در رابطه با نفی خواطر به نقل از کتاب نور مجرد میفرمایند:


سالک باید از هر امرى که موجب تشویش بال و تفرّق خاطر است، زائد بر قدر ضرورت، اجتناب نماید و در مواقع نماز و ذکر چند دقیقه قبل از شروع به عبادت دست از امور روزمره کشیده و قلب خود را از خواطر تفریغ‌نماید و سپس در توجّه به پروردگار متمرکز گشته و بعد از آن توجّهش را به پروردگار تثبیت‌نموده و آنگاه وارد نماز یا ذکر گردد. باید براى عبادت خود مکانى مناسب و آرام و خالى از امورى که نفس را به خود مشغول‌ مى‌نماید فراهم کند، و ساعت خاصّى را براى عبادت و فکر خود معیّن کند، بلکه بهترین ساعات خود را براى ارتباط و انس با حضرت‌حقّ قراردهد


لازم به ذکر است دوستان علاقه مند میتوانند در رابطه با تفکر و نحوه تفکر و شیوه ی انجام این دستور به صوت های شرح دروس معرفت نفس مراجعه کنند.


خلاصه اینکه میتوان از موارد زیر برای کنترل قوه خیال استفاده کرد:

-خواندن قرآن و تفکر در معانی قرآن

-تفکر در آسمان و درختان و حیوانات و وجود انسان

-تفکر در مسائل فلسفی

-نگاه کردن مستند های نجومی و نحوه زندگی حیوانات و ... و تفکر نمودن در اینگونه مسائل

-بستن چشم ها و تمرکز روی تنفس

-ذکر گفتن

-کنترل چشم

-حل کردن فرمول ها و مسائل ریاضی

-مشغول کردن نفس ( با مطالعه و کارهای مفید )

-سودا زدایی ( مرتبط با طب سنتی )

-رعایت مستحبات نماز

-خواندن نوافل جهت تمرکز در نماز

-سکوت

-مشاهده ی ستارگان و آسمان

-رفتن به قبرستان و تفکر در رابطه با مرگ

-شرکت در مجالس روضه ی سیدالشهدا علیه السلام

-خواندن آیات سخره 70 بار در روز


۱۰
تیر

بسم الله الرحمن الرحیم


گرچه ندانم که جایی نبرد راه غریب

من به بوی سر آن زلف پریشان بروم

______

شنیدم از یکی از بزرگواران که فرمودند:


در زمان جوانی با یکی از دوستان خدمت یکی از اولیاء الله میرسیدم.


هر وقت که خدمت این ولی خدا میرسیدیم به دوست ما میفرمودند:


خیلی گلی و یا میفرمودند بوی گل میدی


فرمود ما فکر میکردیم که تیکه کلام این ولی خدا هست و خیلی برامون عجیب نبود..


تا مدتی گذشت و دوست ما گفت توجه کردی دیگه این ولی خدا به من نمیگه خیلی گلی یا بوی گل میدی؟


رفتیم خدمتشون و گفتیم آقا جریان این بوی گل میدی و خیلی گلی چی بود که دیگه به ما نمیگید؟


فرمود اون موقع شب روزتون با امام زمان بود و بوی گل میدادید...


دوستمون فرمود: درست میگه این ولی خدا یه موقع من حالی داشتم که در تمام روز به یاد امام زمان بودم ولی این حال رو از دست دادم و علت اینکه دیگه این ولی خدا به ما نمیگه بوی گل میدی برای اینه که دیگه اون حال رو ندارم.


  همچنین در وصف آقای آقای ابهری رضوان الله علیه آمده است که:


ایشان آنقدر عاشق و واله امام حسین (علیه السلام) بود که گاهی می دیدند، در مجالس به طرف شخص ناشناس می رود و با او روبوسی می کند. به او می گفتند:

آقای حاج هادی! مگر او را می شناسی! ای چه کاری است انجام می دهی؟ می گفت: این آقا بوی کربلا می دهد، بویش به من رسید، فهمیدم از کربلا برگشته است