سبع المثانی

لطایف العرفان

سبع المثانی

لطایف العرفان

سبع المثانی

هو

اطوار سبعه قلبیه که نام او را سبع المثانی نیز گفته اند طور لطافت عالم الهی است که معنی این صورت جسم ظاهر است.

اینستاگرام:
instagram.com/sabalmasani

کانال تلگرام:
https://t.me/hou786

۱۱
شهریور

لازم است بر اکابر این طریقت که در ستر احوال می کوشند ، ترک ریاضتی که در نظر عوام عظیم القدر است ، و باعث قبول خلق است ، و مستلزم شهرت است ، که متضمن آفت است ، و مثمر شرارت ، نمایند. نزد فقیر گرسنگی های دور و دراز ، از مراعات حد اعتدال در مأکولات ، بسیار آسان است ، و یسر تمام دارد. و می یابد که ریاضت مراعات توسط حال ، از ریاضت کثرت جوع زیاده است. حضرت والد بزرگوار قدس می فرمودند که : در علم سلوک رساله ای دیده ام ، که در آن جا نوشته که: در مأکولات مراعات اعتدال نمودن ، و حد وسط نگاهداشتن ، در وصول به مطلوب کافی است.

 

مکتوبات ربانی ، دفتر اول ، مکتوب 313

  • Omid Shabani
۱۱
شهریور

مردان الهی از هم صحبتی جنّیان می گریزند -گریختنی شدیدتر از مردمان- زیرا هم صحبتی با آنان باعث تکبّری بر غیر و تحقیری نسبت به آن کس که ارتباطی با آنان ندارد ، می شود. ما جماعتی که با جنیّان صحبت داشته اند را دیده ایم و با اینکه اهل عبادت و اجتهاد بودند ولی از جهت آنان (جنیّان) اندکی علم به خدا برایشان حاصل نشده و در آنان تکبر دیده ایم.

 

شیخ محیی الدین عربی
فتوحات مکیه ، باب۵۱ : معرفت اهل ورع

  • Omid Shabani
۰۸
تیر

خداوند مرا بدون واسطه در چندین واقعه و خواب در مکه و دمشق مورد خطاب قرار داد و فرمود که بندگانم را نصیحت و اندرز ده و من هم آنان را به شاهراه محکم و صراط استوار راهنمایی و‌ ارشاد می کردم ، و چون دیدم ورود در سلوک الی الله بسیار عزیز و ارجمند است ، کوتاهی ورزیده و عزم آن کردم که به خویش مشغول باشم و خلایق را بر آنچه هستند واگذرادم ، در مکه خوابی دیدم که حق متعال به من فرمود من از تو عملی را نمی پذیرم مگر آنکه بندگانم را پند و اندرز دهی ، پس بندگانم را اندرز و نصیحت کن! از این روی متصدی آن کار شده و خود را مورد سهام قرار دادم ، تا برای مردمان راه روشن سلوک را بیان سازم و آفات و آسیب های آن راه را از هر صفتی به آنان می رسد- یعنی از جهت فقها و فقرا و صوفیه و عوام- برایشان آشکار کنم. بنابراین هرکس که کمر مخالفت با مرا بست و کوشش در هلاکتم کرد ، خداوند مرا بر آنکس پیروز گردانید و به رحمت و فضلش مرا حفظ و نگاهداری فرمود.

 

شیخ محیی الدین بن عربی
فتوحات مکیه ، جلد ۱ ، صفحه ۱۳۵

  • Omid Shabani
۰۸
تیر

اگر باب سخن را دربارهٔ اسرار و راز های علم حروف و آنچه حقایق حروف اقتضا دارد بگشاییم ، دست از نوشتن وامانده و قلم فرسوده شده و مرکب قلم تمام گشته و کاغذ و لوح نگارش کسر آمده و کفایت نتوانند کرد..اگر این علوم الهی حاصل از نتیجهٔ فکر و نظر بود ، انسان در کوتاهترین زمان بدان ها احاطه پیدا می کرد ولی این علوم واردات حق تعالی است که پیوسته بر قلب بنده ای که روح صالحی دارد نازل می گردد.

 

شیخ محیی الدین بن عربی
فتوحات مکیه ، جلد ۱ ، صفحه ۱۶۶

  • Omid Shabani
۰۸
تیر

مرا از راه کشف و علم هیچ شکی نیست با اینکه کرهٔ زمین را فرشتگان آبادان ساخته اند و آنان هم در معرفت و رتبه ، بعضی شان بر بعض دیگر برتری دارند ، ولی بالاترین رتبه و بزرگترین علم و معرفت را فرشتگانی دارند که مسجدالحرام را آباد کرده اند.

 

شیخ محیی الدین بن عربی
فتوحات مکیه ، جلد ۱ ، صفحه ۳۰۷

  • Omid Shabani
۰۸
تیر

شیطان گاه به صورت نور تیره ، یا صورت های قبیح انسانی [در مکاشفات] آشکار می شود و به صور حسنه نتواند آشکار شود ، هرچند به مکر و تلبیس همه اعضای خود را خوب نماید چشم خود را نتواند خوب نمودن یا نابینا نماید یا به شکل کسی که یک چشمش نابینا است نماید یا کبود چشم یا احول. علی کلی حال چشم شیطان بی عیب نتواند بود.

 

سید محمد نوربخش
رسائل نوربخشیه ، رساله نوریه ، صفحه ۱۱۸

  • Omid Shabani
۰۸
تیر

تجلیات آثاری ، آن است که به صور جسمانیت متمثل نماید از بسایط و مرکبات و علویات و سفلیات از محدب فلک الأفلاک تا مرکز خاک به هر صورت که حضرت حق را بیند و در حین رؤیت داند که حضرت حق است یا فنا یابد از تجلیات آثاری ، تجلی صوری یعنی در صورت انسان مشاهده نمودن ، اکمل است.
 
سید محمد نوربخش
رسائل نوربخشیه ، رساله نوریه ، صفحه ۱۴۲

  • Omid Shabani
۰۸
تیر

اکثر اوقات تجلیات افعالی ، متمثل به انوار رنگی نماید و در جمیع رنگ ها ، تجلی می فرماید یعنی سبز و کبود و سرخ و زرد و سفید و آمیخته. دیدن عالمی از نور سبز [در مکاشفات] ، نور عبادات قالبی و ذکر زبانی است.. چون سالک از قید جزویت خلاص و به اطلاق و کلیت ، اختصاص یافته هر آینه عالمی بیند از نور سبز و اگر هنوز در قید جزویت بودی مقدار خانه یا کمتر یا بیشتر ، نور سبز توانستی دیدن نه عالمی. عالمی بی نهایت از نور کبود ، نور ملکوت سفلی است و سیران در آن عالم ، ابتدای سیران است در صفت الباطن. عالمی بی نهایت از نور سرخ بدایت ملکوت علوی است و تجلی به همین رنگ ، علامت کمال تصفیهٔ قلب است.

 

سید محمد نوربخش
رسائل نوربخشیه ، رساله نوریه ، صفحه ۱۵۴

 

  • Omid Shabani
۰۸
تیر

خداوند هرگز در صورت واحدی برای دو شخص تجلی نمی کند و نیز دوبار در یک صورت تجلی نمی نماید و دو شخص را در یک تجلی شریک نمی سازد.

 

شیخ محیی الدین بن عربی
فتوحات مکیه ، جلد ۱ ، صفحه ۱۶۴

 

  • Omid Shabani
۰۸
تیر

علم حقیقی از راه تفکر و آنچه عقلا از راه افکارشان تقریر کرده اند به دست نمی آید بلکه علم تنها آن است که خدا در قلب عالم می اندازد و نور الهی است که هرکه را بخواهد از فرشته و رسول و نبی و ولی ، بدان مختص می کند. کسی که کشف ندارد علم ندارد.

 

شیخ محیی الدین بن عربی
فتوحات مکیه ، جلد ۲ ، صفحه ۲۱۸

  • Omid Shabani
۲۹
مرداد

فائدة در بیان طرق ذکر خفی که قلبی نیز گویند در کلمهٔ توحید

 

بدانکه از مشایخ طریقت در این خصوص چند نوع منقول است:
اول ، آنست که ذاکر از ناف تا حلق خود را قطرِ دایره‌ای فرض کند که دو پهلوی ذاکر از طرفین ، قوسین آن دایره باشد. و قصد کلمهٔ طبیبهٔ لا اله الا الله کند به این نحو که از ناف شروع کرده ، لا اله را بر قوس طرفین که تعلق به نفس او دارد منطبق گرداند ، تا نفیِ آن به قطع تعلق ذاکر از مشتهیات و مألوفات نفس راجع شود. و الا الله را از ابتدای حلق فرود آورده بر قوس یسار منطبق سازد‌. و باید نَفَس را حَبس کند به قدر وسع و به قوت ادا کند چنانکه دل متأثّر شود. منظور اثبات وحدانیت و انحصار مطلوبیت در ذات احدیت باشد. این ذکر را بعضی با حرکت سر و بدن قرب به هیئت دایرهٔ محسوسه ادا می‌کنند و بعضی به تصور حرکت اکتفا می‌کنند و این طریقه مشایخ نقشبندیه است. و این ذکر را حمایلی و هیکلی گویند.

 

ملا احمد نراقی
خزائن ، صفحه ۳۳۳

 

 

  • Omid Shabani