توحید صمدی

لطایف العرفان

توحید صمدی

لطایف العرفان

توحید صمدی

هو

۲۲ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «مهدویه اشراقیه گمنامیه» ثبت شده است

۰۷
مهر

هو


معرفی شیخ نجم الدین کبری (پیر ولی تراش):



ابو عبد اللّه احمد بن عمر بن محمد بن عبد اللّه خیوقى خوارزمى در سال ۵۴۰ هجرى قمرى در یکى از اصیل‏ترین طوایف خیوه که داراى عنوان علمى و اجتماعى بودند دیده به دنیا گشود. ایام طفولیت را در دامن مادرى عارفه گذرانید و پس از دوران کودکى علم‏ آموزى را از حوزه علمى زادگاهش آغاز نمود. در همان ایام درد طلب دامن‏گیرش شد و به تهذیب و تزکیه نفس به شیوه عارفان نزد پدر بزرگوارش که از اجله مشایخ عارف نامى شیخ ابو یعقوب یوسف همدانى بود پرداخت.


با گذشت زمانى کوتاه، شخصیت علمى او در همان ایام جوانى مورد توجه خاص اساتید حوزه علمى خوارزم قرار گرفت وبا پدر و استادان خویش به سیر و سیاحت پرداخت.پس از مدتى اقامت و تدریس سعادت رفیق شفیق او گشت به‏ صحبت شیخ الشیوخ روزبهان وزان مصرى‏ که از اجله خلفاى عارف نامى شیخ ابو نجیب عبد القاهر سهروردى بود رسید، که درباره آن بزرگوار، مى‏ فرماید:


«اکثر اوقات مستغرق تجلى حق و حیران مشاهده جمال مطلق بود. چون به صحبت او رسیدم به ریاضت اشتغال نمودم و مدتى در خلوت بودم تا ابواب فتوحات غیبى بر من گشادن گرفت و سعادت انس با عالم قدس دست داد و خلوات متعاقب به سر بردم تا آتش قدس مستور که: من عرف اللّه کل لسانه‏ عبارت از آن است و کشف مشهور که: من عرف اللّه طال لسانه اشارت بدان است حاصل شد. حالات من در نظر شیخ پسندیده آمد و مرا به فرزندى قبول کرد و سرّ پوشیده خویش به من داد و مرا از آن دختر دو پسر حاصل شد.

در مصر اقامت داشت تا اینکه مطلع می ‏شود در تبریز ابو منصور محمد بن اسعد بن حفده عطارى طوسى شاگرد برجسته حسین بن مسعود فراء بغوى ملقب به محیى السنه (متوفى ۵۱۰ یا ۵۱۶) که از اعاظم محدثین می ‏باشد به درس و بحث پیرامون مسائل حدیث ‏شناسى اشتغال دارد،خود می ‏فرماید: 


"چون چنین شنیدم مرا رغبت صحبت ایشان شد و خواستم تا کتاب شرح السنه را در خدمت ایشان خوانم. از شیخ روزبهان اجازت خواستم به تبریز رفتم و در خانقاه زاهدیه در سرمیدان عتیق فرود آمدم"


شیخ ، در حوزه علمى ابو منصور تلمذ نمود. مباحثه کتاب شرح السنه به اتمام می ‏رسید، روزى در حوزه ابو منصور در حالى که با جمعى از ائمه و مشایخ تبریز به بحث سرگرم بودند، ناگاه شیخ و اصل بابا فرج تبریزى که از اکابر مشایخ طریقت و اولیاء اخفیا بود وارد مجلس درس شد.با ورود آن بزرگوار به حوزه درس و بحث ابو منصور، نجم الدین مجذوب او می ‏شود به حدى که ادامه مباحثه برایش غیر ممکن می گردد، بابا فرج نیز نظرى به او افکنده در حالى که تبسمى به لب داشت مجلس را ترک می ‏کند.


نجم الدین می ‏فرماید: "به کلى از دست رفتم و از استاد خود امام پرسیدم که این درویش چه کسى است؟ امام گفت: او از مجذوبان است و بابا فرج نام دارد"


نجم الدین آن شب را با یاد و خیال بابا فرج به سر مى ‏برد که چگونه بابا فرج با یک نگاه آتش به جانش افکنده است، صبح چون روزهاى گذشته به نزد استاد می رود، این بار نه براى تلمذ و فراگیرى، بلکه از صیادى که او را صید نموده سخن به دل دارد.از او که با نگاه و تبسمى دلش را ربوده است. نجم الدین می رود تا شاید گره این مشکل به دست محدث بزرگ گشاده شود. ابو منصور را مى‏ گوید: اى شیخ، بابا فرج ما را صید کرده است و به سلسله شوق قید کرده لطف فرمائید تا در خدمت برویم و او را بیابیم باشد که از بابا فرج، فرجى حاصل شود.


ابو منصور پیشنهاد برجسته ‏ترین شخصیت حوزه علمى خویش را پذیرفته با جمعى از اکابر ائمه و مشایخ حدیث که در حوزه‏اش تلمذ مى‏ نمودند عازم خانقاه بابا فرج می ‏شوند. اجازه تشرف بوسیله بابا شاذان خادم خانقاه بدین صورت داده شد: اگر آن‏چنان‏که به درگاه خداى مى ‏روند توانند پیش من آمدن.


نجم الدین که مست فیض نظر او بود کلام اسرارآمیز بابا فرج را درک نموده دستار از سر نهاد به غیر ازار( زیرجامه) هر چه پوشیده بود بیرون آورد، دست بر سینه نهاده شرف حضور یافت، بعد از مراقبه‏اى کوتاه، حال بر بابا فرج متغیر گشت. عظمتى در صورت او پدید آمد و چون قرص آفتاب روشن و متلالى گشته دوتائى که به تن داشت منشق شده بعد از لحظه‏اى آن جامه را که از عظمت غلبات شوق ذات و صدمات تجلیات منشق شده بود بر نجم الدین پوشانید و خطابش فرمود:تو را وقت خواندن نیست که تو سر دفتر جهان خواهى شد.


نجم الدین مى‏ فرماید: "از برکت انفاس بابا، من در وجود خویش حال" یَوْمَ تُبَدَّلُ  الأَرْضُ غَیْرَ الْأَرْض"و سِرّ:" وَ أَشْرَقَتِ الْأَرْضُ بِنُورِ رَبِّها" را معاینه دیدم و لمعات بروق صفات در دل و جان یافتم و بوى عطر عنایت به مشام سر من رسید و خطاب مستطاب" ادن منى" به سمع قابلیت من آمد


ادامه دارد..

۰۶
مرداد

هوالرئوف


📌کشف قلبی میرزا ابوالقاسم راز شیرازی اثر زیارت آستان ملایک پاسبان مولانا الاعظم جناب علی بن موسی الرضا روحنا فداه و علیه الصلوه و السلام


چنانکه در سفر خیریت اثر زیارت ارض اقدس مشهد مقدس و آستان بوسی آستان ملایک پاسبان روضه ی مقدسه ی مینو مثال حضرت  نور کبریای خداوندی ، مولانا الاعظم جناب علی بن موسی الرضا -روحنا فداه و علیه الصلوه و السلام- روزی که روز عملِ استفتاح ( دعای ام داود ) بود و فقیر در آن روضه ی مبارکه مشغول عمل مذکور بودم ، می دیدم به چشم قلبی باطنی که حضرت آدم صفی در پای ضریح مبارک ، بالای سر آن حضرت نشسته اند و با قامت رفیعی که سرش به بالای ضریح مبارک است و از دو سمت او حضرت انبیاء و رسل -علیهم السلام- حلقه زده اند و به زیارت و دعا و ابتهال ( گریه ) مشغولند ، ناگاه چشم فقیر در وسط حلقه ی انبیاء به جمال بی مثال آن وجه الله اعظم-روحی فداه- افتاد که نشسته بودند با گونه ی احمر چون قرص آفتاب و چشم و ابرویی چون قاب قوسین او ادنی و نظر به فقیر بنده ی خود دارند و بس و فرمودند : (( أنا مرشد الکل ، من مرشد کل هستم ))  با تبسم گونه ، هوش از سر فقیر سپری و رقت شدیدی افتادم.


راز شیرازی

رساله مرصاد العباد

۳۱
تیر

هو


📌ظهور انوار در مقام مشاهده برای سالک


بسا باشد که در اول مرتبه نور سفید مشهود گردد و او علامت اسلام است، دوم نور زرد دیده شود و او علامت ایمان است، سوم نور کبود و او علامت احسان است، چهارم نور سبز است و او علامت اطمینان است، پنجم نور آبی است و آن علامت ایقان است، ششم نور سرخ است و او علامت عرفان است، هفتم نور سیاه است و او علامت هیمان است. و نور ذات است؛ بسا می شود که مشاهده این انوار با هم جمعاً یا منفرداً یا برحسب اوقات مختلفه پدید آید و این معرفت شامل حال سالک با معرفت است.


شیخ نجم الدین رازی

مرصاد العباد

__________________

۰۶
تیر

هو


📌اطوار سبعه قلبیه و انوار سبعه غیبیه در بیان حکیم و عارف شیعی سید حسین ظهیر الاسلام دزفولی


همین طور که سجده در فرائض بر متمکن از عمل بر هفت عضو مقرر است ، پس در سجده معنوی که اقتراب ( نزدیک شدن ) به حضرت احدیت در آن یافت می شود نیز بر هفت عضو صفت روحانی معنوی مقرر و معمول بزرگان است ؛ و این مساجد را اطوار سبعه قلبیه خوانند و فیض متلالئی ( درخشان ) در اطوار را ، انوار سبعه ی غیبیه گویند.


سید حسین ظهیر الاسلام دزفولی

رشحات نوریه

__________________________

۰۶
خرداد

هو 


امام امیرالمومنین علی علیه السلام:


اسرار کلام خداوند در قرآن است ؛ و اسرار قرآن در سوره ی حمد است ؛ و اسرار سوره ی حمد در بسم الله الرحمن الرحیم است ؛ و اسرار بسم الله الرحمن الرحیم در باء بسم الله الرحمن الرحیم است ؛ و اسرار باء بسم الله الرحمن  الرحیم در نقطه ای است که زیر باء است ؛ و من نقطه زیر آن بایم.


رساله وحدت از دیدگاه عارف و حکیم

استاد علامه حسن زاده آملی 

۰۶
خرداد

هو


📌احوالات آقا سید محمد رضا دزفولی ( در بیان فرزندشان سید حسین ظهیرالاسلام )


والد بزرگوار این فقیر ، جناب فخر السالکین مرکز دوائر الارشاد الحاج السید محمد رضا [دزفولی] ادام الله علینا برکات انفاسه اجازه عامه مطلقه از جناب ولایت مآب ، الکامل المکمّل محمد المشهور بصدرالدین [کاشف دزفولی] داشت ؛ استجابت دعوات و اشراف بر ضمایر از ایشان خیلی دیده اند و اهل این صفحه همگی اعتراف به بزرگی جناب ایشان دارند. یک نفر منکر در تمام عمر ایشان با وجود ابتلاء به خلق برای ایشان هم نرسید ؛ زهد ایشان برون از وصف است با جود تمکن مالی، چنانچه شبها طبخ و گوشت خود را به خانه علویات و ایتام می برده یا وجه نقد می داده و خود نان خشک در کاسه آب ریخته، نرم کرده می خورد ؛ سی سال ابدا شب در بستر و لحاف نخوابیده ، هر روز به غیر از اوراد مقرّره و نوافل و فرائض ، نماز حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام و نماز تسبیحات حضرت جعفر علیه السلام می خوانده.


جناب والد ( آقا سید محمد رضا دزفولی ) فرمود که در عمرم کسی به زهد مرحوم آقای خالو [سید صدرالدین کاشف دزفولی] ندیدم ، و قوّت عبادت آن جناب برتر از عادت عادیه خلق بود ؛ ایشان شصت سال تکیه به عصا یا دیوار یا متکا نفرمودند ؛ دعاء کمیل را غالب شبها در قنوت وتر قرائت می فرمود ؛ غالب روز و شب در بیابان مشغول عبادت بود تنها ، و با وجود ارادت دولتشاه مرحوم [فرزند فتحعلیشاه] به آن جناب هیچ گاه هدیه از او قبول نکرد ، بلکه از هیچ کس در همه عمر قبول نکرد.


رشحات نوریه

سید حسین ظهیر الاسلام رضوان الله تعالی علیه

۱۲
ارديبهشت

هو 


سالک ، سکوت و گرسنگی و عطش و بی خوابی و عزلت و ذکر مدام تا نگیرد، برنخیزد ؛ طلاب و سلاک طریق ، به دستور شیخ و مرشد کامل مکمل که این راه طی کرده و بر موزات آن واقف است بحق الیقین نه به محض ادعا مشغول به ریاضات شاقه و مافوق الطاقه شود ، از خطرات نفسانی محفوظ است و اگر درحین ریاضت و سلوک، پیر باطنی که روح یکی از اولیاء متوفی به او ظاهر شود زودتر به مقصود می رسد.


اگر توفیق ، رفیق گردد ؛ خواب و خوردن و شهوت به اختیار او در آید ؛ هرچه هست در ریاضت است بعون الله، کرامات و مکاشفات و مشاهدات و خارق عادات و خلع بدن که در خواب ازبدن خارج می شود و سیر آفاقی می نماید ، در بیداری حاصل می شود. اولا اجبار به ادامه ریاضت ، اختیاری می شود و ثانیا خلع و لبس به هر شکل که بخواهد متشکل می گردد؛ حصول موت اختیاری بر ریاضت شاقه مافوق الطاقه است و اگر سالک در حین ریاضت در هر یک از هفت وادی ( طلب ، عشق ، معرفت ، استغنا، توحید، حیرت، فقر) رحل اقامت انداخت به فنا نمی رسد و ناقص است.


حضرت سید علی مبدأ درویش طهرانی

رساله

____________________

۱۲
ارديبهشت

هو


در کشتی ولایت سوار شوید و با تمام رگ و پوستتان به این خاندان (اهل بیت) عشق بورزید ، ضرر نمی کنید. هر چه داریم از درِ این خانه داریم ، از جای دیگر نداریم. مقام راه گشای سالک در این خانه است.


در محضر استاد

۱۲
ارديبهشت

هو


این نور که از درون کسب می شود اشراق هاله توست ، در هرکس آن هاله هست در بعضی ها تجلی می کند.


در محضر استاد



۱۶
فروردين

هو

طریقت کُبرَویه و انشعابات آن - قسمت آخر

پس از راز شیرازی فرزند وی سید جلال الدین محمد حسینی معروف به ( مجدالاشراف ) متخلص به ( قدسی ) در مقام ارشاد متمکن گشت. بعد از مجد الاشرف انشعابات دیگری در ذهبیه صورت گرفت ؛ از جمله گروهی از برادر او میرزا محمد شریفی و عده ای نیز از میرزا احمد تبریزی ملقب به ( وحید الاولیا ) و ( نایب الولایه ) تبعیت نموده و جمعی نیز از برادر مجدالاشرف میرزا فتحعلی شیرازی ملقب به ( شمس الدین ) دنباله روی کردند. پس از سید فتحعلی طریقه عرفانی ایشان تحت عنوان ( مهدویه اشراقیه گمنامیه ) با محوریت سید علی مبدا درویش تهرانی و پس از ایشان این طریقه توسط مشایخ ماذون سید مبدا ادامه یافته و با محوریت پیر بی پیرایه گسترش یافته است.

شرح رساله معرفت به نورانیت

۱۶
فروردين

هو

طریقت کبرَویه و انشعابات آن - ۳

شاخه دیگر سلسله کبرویه یعنی ذَهَبیه در اوایل حکومت صفویه ابتدا در خراسان و سپس در شیراز گسترش بسیار یافت . ذهبیه در میان طرائق تصوف در ایران از طرائق دیگر ممتاز بوده است . بزرگانی از علما و حکما که صاحب تالیفات در زمینه حکمت و عرفان اند در میان ایشان ظاهر شدند ؛ در میان حکما و عرفای ذهبی ، سید قطب الدین نیریزی در تصوف و عرفان قرن ۱۲ هجری قمری جایگاه ویژه ای دارد . ایشان احیا کننده مجدد طریقه ذهبیه با نظام عرفانی شیعی در اواخر حکومت صفویه و دارای تالیفات زیاد در موضوع حکمت و عرفان اسلامی بوده است.

پس از سید قطب الدین نیریزی سه تن از شاگردان ایشان با نام های ملامحراب گیلانی و آقا محمد بیدآبادی و آقا محمد هاشم شیرازی که همگی از حکماء و عرفای عصر خود و صاحب تالیفات بودند ، مشغول ارشاد و تربیت معنوی سالکان شدند . از میان آن ها آقا محمد هاشم که داماد سید قطب الدین هم بود رسمیت طریقتی بیشتری یافت . پس از او میرزا ابوالقاسم شریفی معروف به میرزا بابا و متخلص به راز سیره مشایخ گذشته را ادامه داد . وی از مشاهیر ذهبیه است که در حوزه تصوف و عرفان شیعی دارای تالیفات زیادی به نظم و نثر است.

📖ذهبیه تصوف علمی - آثار ادبی
📖شرح رساله معرفت به نورانیت

______________________