هو
کسانی که می توانند خلع بدن کنند برایشان ممکن است که با ارواح مردگان ارتباط برقرار کنند و این ارزش دارد و خیلی بالاتر از مرگ است. بعد مراحل برزخی را طی می کنند، یعنی برزخ* را می بینند. به همین دلیل است که عرفا و بزرگان از مرگ نمی ترسند چون هزار ها مرتبه این تونل* را رفته و برگشته اند و می دانند چه خبر است و دیگر ترسی ندارند.
در محضر استاد
*عالم مثال منفصل قوس صعود
*منظور از تونل در متن ، فضایی تونل مانند مجرد می باشد که واسطه ی انتقال روان شخص به طبقات و زیر طبقات مثالی ( برزخی ) است.
هو
پیران قلندری بودند که در زمان بچگی ، با آن بچگیمان از ایشان سوال می کردیم ؛ پیرانی که صد سال جلوتر رفته بودند ما با آن ها برخورد داشتیم ، از آن ها می پرسیدیم و آن ها مارا راهنمایی می کردند ، می رفتیم در قبرستان شاید پیدا بشوند ؛ ارتباطی که در بچگی داشتیم حالا غبطه آن وقت را می خورم . خودم حالاتی داشتم که از پنج ، شش سالگی دنبال پیران می گشتم . با خودم می گفتم باطنی هست و غیبی هست و من باید آن هارا پیدا کنم . ده سال هم در قبرستان ها بودم و خودم هم نمی دانستم چرا ؟ یک نیرویی مرا می کشید ، در فکر درس نبودم ، در فکر این بودم که من برای چه آفریده شده ام و برای چه خواهم مرد ! این مساله را می خواستم حل کنم ، ده سال در این فکرها بودم ، درک این کار هر کسی نیست.
یک وقتی فکر می کردم از اینجا به بیابان ها بروم ، دیدم دیوانه ای دارد می آید و بچه ها او را اذیت می کنند و با سنگریزه می زدند . من بچه هارا رد کردم رفتند ، رسید به من ، اظهار تشکر کرد. البته به نظر من و شما دیوانه بود ، گفت آقا هرجا بروی آسمان همین رنگ است ، فهمیدم همین است که می گوید و جواب مرا داد که برای چه آمدم و برای چه می روم و این وسط ماندن ما برای چیست؟ یک قافله می آید و یک قافله حرکت می کند . این چیست ؟ آن وقت بود که ریاضی و دیکته را ول کردم و رفتم و گفتم قبرستان خوب است...
در محضر استاد
هو
در کشتی ولایت سوار شوید و با تمام رگ و پوستتان به این خاندان (اهل بیت) عشق بورزید ، ضرر نمی کنید. هر چه داریم از درِ این خانه داریم ، از جای دیگر نداریم. مقام راه گشای سالک در این خانه است.
در محضر استاد
هو
طریقت کُبرَویه و انشعابات آن - قسمت آخر
پس از راز شیرازی فرزند وی سید جلال الدین محمد حسینی معروف به ( مجدالاشراف ) متخلص به ( قدسی ) در مقام ارشاد متمکن گشت. بعد از مجد الاشرف انشعابات دیگری در ذهبیه صورت گرفت ؛ از جمله گروهی از برادر او میرزا محمد شریفی و عده ای نیز از میرزا احمد تبریزی ملقب به ( وحید الاولیا ) و ( نایب الولایه ) تبعیت نموده و جمعی نیز از برادر مجدالاشرف میرزا فتحعلی شیرازی ملقب به ( شمس الدین ) دنباله روی کردند. پس از سید فتحعلی طریقه عرفانی ایشان تحت عنوان ( مهدویه اشراقیه گمنامیه ) با محوریت سید علی مبدا درویش تهرانی و پس از ایشان این طریقه توسط مشایخ ماذون سید مبدا ادامه یافته و با محوریت پیر بی پیرایه گسترش یافته است.
شرح رساله معرفت به نورانیت