توحید صمدی

لطایف العرفان

توحید صمدی

لطایف العرفان

توحید صمدی

هو

۱۶ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «علامه حسن زاده آملی کیست؟» ثبت شده است

۰۱
مهر

استادم علامه آشیخ محمدتقى آملى- رضوان‏الله تعالى علیه- هم یک وقت خدمتشان رسیدم و صحبت پیش آمد فرمود:

بنده در فقه و اصول از آقایان بزرگان اجازه اجتهاد داشتم و معقول و حتى عرفان نظرى را نزد اساتید خواندم. اما یک وقت بیدار شدم و این سؤال برایم پیش آمد که خوب حالا این همه اصطلاحات را انباشتیم و الفاظ و عبارت‏ها و اصطلاحات هر قومى را دانستیم ثم ماذا؟
از این جا بود که به دنبال درمان درد به راه افتادیم تا آقایى را به ما معرفى کردند و خدمتشان رسیدیم، خوب بود اما جواب گوى ما نبود، آدم خوبى بود، شایسته بود اما قوى نبود. (آرى آشیخ محمدتقى خودش تحصیل کرده بود و مایه دار بود لذا قوى‏تر مى‏خواستند) تا به محضر جناب حاج سید على قاضى بزرگ رسیدیم و او را یافتیم، در این هنگام بود که آرام گرفتیم و زانو زدیم و تسلیم شدیم. قاضى، خیلى بزرگ و قوى بود، آدم فوق العاده‏اى بود.
سروران من! منظور آن است که الآن وقت شماست دیگر امروز و فردا کردن، ما را گرفتار نکند.
آرى عرض کردیم که لازم نیست همه چیزها را به علم فکرى بیابید، بلکه راه علم شهودى و فوق طور عقل نیز آماده است.

 

علامه حسن زاده آملی

دروس شرح فصوص الحکم قیصری-صفحه 175

۱۰
شهریور

هو

 

استاد علامه حسن زاده آملی:

 

وقتی که سر و صدا و قال و قیل نیست به هنگامى که مردم به ظاهر آرمیده‏ اند این هنگام، هنگامه شکار اولیاء الله است ، و چون شب و نیز خلوت در آن، انسان را با وحدت مطلقه ارتباط مى ‏دهد و باید از این مسیر شب به آن مقام رسید. مقام محمود مقامى پسندیده است که از آن پسندیده ‏تر نیست و همه حامد وى هستند ، حتى حق تعالى هم حامد وى است ، لذا فرمود:

ومن اللیل فتهجد به نافلة لک عسى أن یبعثک ربک مقاما محمودا

در این خلوت باید به اسرار نظام هستى برسد و کلمات وجودى و کتاب نظام هستى را ورق بزند و درست بخواند و فهمیده پیش برود، «تا یار کرا خواهد و میلش به که باشد».

لیکن استقامت مى ‏خواهد، زیرا تا استقامت نباشد، پایدار نیست ، لذا همین که کمى حرف شنید و حادثه ‏اى پیش آمد، آه سردى مى‏ کشد و تنبهى پیدا مى  ‏کند ، اما وقت دیگر از یاد وى مى ‏رود.

چنین افرادى صاحبان کشف و مقام شهود نمى ‏شوند. کسانى که چنین تلون دارند، به حقایق ملائکه و اسرار نظام هستى آشنایى حاصل نمى ‏کنند، آن مقام شهود و آشنایى با حقایق و اسرار هستى براى مردم مستقیم است. از قرآن شاهد آوریم که معیار قسط همه است:

«إن الذین قالوا ربنا الله ثم استقاموا تتنزل علیهم الملائکة»

 اگر استقامت باشد، نزول ملائکه صورت مى‏ پذیرد، والا اگر بر همین صورت متعارف باشد که اکثرى برآنند و بر همین که الفاظى جمع کنند و کتاب‏هایى گرد مى ‏آورند، به جایى نتوان رسید.بى خبر از آنکه: «در رفع حجب کوش نه در جمع کتب»، بلکه از جمع کتب حجاب بیشتر مى ‏شود.

 

شرح فارسی اسفار -جلد سوم-صفحه 369

۰۳
شهریور

علم رمل را معجزه دانیال نبى علیه السلام گفته‏ اند، و در رمل کتب و رسائل بسیار نوشته شده است. تهانوى در کشاف اصطلاحات فنون گوید:

«رمل بالفتح و سکون المیم بمعنى ریگ، و نیز علمى است پیدا کرده دانیال پیغمبر علیه السلام که جبرئیل علیه السلام آن را نقطه چند بنموده، کذا فى المنتخب. و یعرف بأنه علم یبحث فیه عن الاشکال الستة عشر من حیث إنها کیف یستعلم منها المجهول من أحوال العالم؛ و موضوعه الأشکال الستة عشر؛ و غرضه الوقوف على أحوال العالم؛ و صاحب هذا العلم یسمى رمالا بالفتح و تشدید المیم>>

 

جناب خواجه نصیر الدین طوسى- قدس سره- رساله‏اى در علم رمل تالیف فرموده است؛ و این کمترین راقم سطور نیز رساله ‏اى در این علم تألیف کرده است.

جناب استاد علامه طباطبائى صاحب تفسیر «المیزان»- رضوان الله علیه- شبى در محفل درس به مناسبتى حکایت فرموده است که در جلسه‏ اى از شخصى داراى علم رمل راجع به امرى سؤال درباره کسى شده است، آن شخص رمال رمل انداخت و اسم آن‏کس را بگفت، حضار گفتند چه بسیار افرادى به این اسم؛ باز
رمل انداخت و نام پدرش را گفته است، باز حضار گفتند چه بسیار کس به این اسم و اسم پدر؛ سپس رمل انداخت و نام شغلش را گفته است، باز حضار گفتند چه بسیار افرادى به این اسم و به این اسم پدر و صاحب این شغل؛ تا این که رمل انداخت شماره تلفن آن شخص را گفته است که حضار گفتند: دیگر اعتراض نمودن کمال بى ‏انصافى است.

 

هزار و یک کلمه - کلمه 515

۲۴
مرداد

هو

 

شیخ بایزید بسطامی میفرماند:

 

آن کار که بازپسین کارها دانستم، پیش از همه بود و آن رضای مادر بود...آنچه در جمله مجاهدات و ریاضات غربت می جستم، در آن یافتم که شبی مادر از من آب خواست. در کوزه و در سبوی آب نبود. به جوی رفتم و آب آوردم , مادر در خواب شده بود , شبی سرد بود. کوزه بر دست داشتم , چون از خواب درآمد آگاه شد. آب خورد و مرا دعا کرد که دیده کوزه بر دست من فشرده بود. گفت: چرا از دست ننهادی؟ گفتم: ترسیدم که تو بیدار شوی و من حاضر نباشم.

 

 

۱۱
مرداد

مرحوم والد (علامه طهرانی) از ایشان (علامه حسن زاده) بسیار تمجید و تجلیل میکرد. در زمانی که ما در حوزه قم تحصیل میکردیم میفرمودند:حتما در درس اخلاق آیت الله حسن زاده آملی شرکت کنید. و ایشان در آن درس حال بسیار خوبی داشتند که برای ما غنیمت بود. هنگامی که میخواستیم درس اسفار و بقیه مباحث معقول را در قم ادامه بدهیم ، اساتید متعددی در قم مشغول تدریس بودند و بعضا از جهات علمی نیز اشتهار داشتند ولی مرحوم والد میفرمود فقط در درس آیت الله حسن زاده شرکت کنید و قسمت شد بخش هایی از اسفار و الهیات شفا و اشارات و تمهید القواعد را در محضر ایشان تلمذ نمودم. ایشان هم متقابلا ارادت خاصی به مرحوم علامه والد داشتند و همیشه از والد معظم به نیکی یاد میکردند و تعابیر بسیار بلندی درباره ایشان به کار میبردند. مرحوم علامه والد وقتی کتابی از تألیفاتشان منتشر می شد ، نسخه ی را میفرستادند تا خدمت ایشان تقدیم کنیم و حقیر هربار که کتابی را می بردم ایشان بسیار احترام نموده و سلامی مخصوص می فرستادند. ایشان به یکی از اخوان حقیر هم فرموده بودند که قدر والدتان را بدانید که ایشان کبریت احمر است و در هر صد سالی یکی مثل ایشان پیدا میشود.

 

جلد دوم نور مجرد