توحید صمدی

لطایف العرفان

توحید صمدی

لطایف العرفان

توحید صمدی

هو

۲۳
آذر

هو

 

برداشت های ما در خدا شناسی و ولی شناسی معرفت لازم را به قدر قطره ای از دریا هم به ما نمی دهد ، تا کسی علی را از  خدا جدا می بیند ، برایش به قدر روزنه ی ته سوزن ، بینش وجود ندارد ؛ این معیّت را باید دریافت کند ، نه حلول است نه اتحاد نه دوییت و نه شرک ، این دریافت میخواهد ؛ چون بلد نیست این را دریافت کند ، هم خودش سر از شرک در می آورد هم اگر کسی حرف صحیحی گفته باشد و به این نقطه رسیده باشد ، اورا مشرک میداند یا اورا غالی میخواند ؛ کسانی که این نقطه را دریافت کرده اند ، از ترس زبان مردم و حکم بی جایی که در او رانده می شود ، زبان در دهان گذاشته و حرف نزدند ، ولی بودند کسانی بودند که که اینها از حرف خلق نهراسیدند و گفتند حرفی را که باید میگفتند. اما افرادی برعکس ، همانطور که گفتیم ، ملاحضه خودشان را کردند که ترکیبشان برهم نخورد ، از آنچه که دریافت کرده بودند صرف نظر کردند. اگر عود را نسوزانید بوی آن بلند نمیشود ، هزار سال عود را انبار کنید ، عود ، عود نیست و بویش بلند نمیشود. هرکسی که به عشق علی مبتلاست باید خودش را بسوزاند ، هرچقدر خلق میخواهند نگاه کنند.

 

در تن من جان علیست، خون به شریان علیست

 

هر طپش قلب من، ذکر علی جان علیست

 

پـُتک به غمها بکوب ، بر دَف تقوا بکوب

 

مست شدی پابکوب ، مرشد مستان علیست

 

آیت الله سید احمد نجفی

___________________

۲۰
آذر

هو

 

 

📌تناسخ ملکوتی سرایانی

 

کمّلین از اوتاد ، همانند ابدال در هر عالمی که بخواهند وارد می شوند و در آن عالم مطابق شأنی که دارند کار انجام می دهند. مثلاً اگر از عالم طبیعت رحلت کرده باشند ، به اراده ی که با إذن الهی است ، می توانند وارد عالم طبیعت شده و دست خلق الله را بگیرند و به ایشان یاری برسانند ؛ لذا معنی ندارد کسی بگوید ما چطور به دامان بزرگان دین مان توسّل نموده و از آن ها استعانت جوییم ، در حالی که همه ی آن ها از عالم طبیعت به عالم مافوق سفر کرده اند و دست شان از ما کوتاه است؛ زیرا بسیاری از بزرگان و علمای دینی ما که حتی مادون مقام عصمت هستند کمّل از اولیاءالله هستند و برای شان ورود در عوالم گوناگون به اراده ای میسّر است و از این طریق می توانند حوایج نیازمندان را برآورده سازند ، و این یکی از لطایف معنای شریف رجعت است که در عین ۵۴ کتاب شریف عیون مسائل نفس ، از آن تعبیر به « تناسخ ملکوتی سریانی » شده است.

 

استاد صمدی آملی

شرح رساله انسان کامل از دیدگاه نهج البلاغه استاد علامه حسن زاده آملی

______________________________

۲۰
آذر

هو


شیخ محی الدین عربی رضوان الله علیه در باب دوازدهم فتوحات مکیه گوید: آن چه را جماد و نبات نامیدى در نزد ما براى آنها أرواح است که از ادراک غیر اهل کشف ، باطن [پوشیده] است و احساس آن نمى ‏کند چنانکه حیوان را احساس مى ‏کند. پس کل در نزد اهل کشف حیوان ناطقند. بلکه حى ناطقند. جز اینکه این مزاج خاص انسان نامیده شد و «نحن زدنا مع الایمان بالأخبار الکشف» چه دیدیم احجار را به رؤیت عین که ذکر الهى مى ‏کنند به لسان نطقى که گوش ما مى ‏شنید و با ما مخاطبه مى ‏کردند چون مخاطبه عارفین بجلال الله و این را هر انسانى ادراک نمى‏ کند


ممدالهمم در شرح فصوص الحکم شیخ محی الدین عربی

______________________

۰۲
آذر

هو



حکمای اشراقیین را عقیده بر آن است که مابین عالم روحانیین و جسمانیین عالمی است که آن را عالم مثال نامند و همهٔ موجودات آن عالم اشکال و هیاکل نورانی مقداری مجرد از ماده می باشند مانند ، ظلال و شعله آتش که آنها را صورت و مقدار و شکل و اندازه است و لیکن ماده عنصریه جسمیه ندارند، چنانچه هیچ چیزی را حایل و حاجب نباشند ، و این عالم برزخ مابین عالم شهادت و جسمانیات و ارواح مجرده صرفه و روحانیات می باشد، و [ اشراقییون ] گویند : ما خود این عالم را به طریق ریاضت و تزکیه و مجاهده و مکاشفه دریافت نموده ایم و حضرات عرفای الهیین و حکمای اسلامیین نیز در این فقره با ایشان موافق و متحد می باشند و ایشان نیز در این مطلب تمسک به کشف و شهود کنند، بلکه مضمون اخبار ائمه معصومین علیهم السلام هم مصدق ایشان است.


میزان الصواب در شرح فصل الخطاب سید قطب الدین محمد نیریزی

شارح شیخ امین الشریعه خویی

___________________________

۱۸
آبان

هو



روح انسانى باید به مرتبتى رسد که بتواند معاینه عالم محسوس را با مشاهده عالم غیب در هم آمیزد و قادر باشد از بدن مخلوع شود و بندهاى طبیعت را در هم شکند تا اینکه باتّصال و اتّحاد عالم قدس ملکوت نائل گردد و با ارواح مقدّسه‏اى که از مشارق نورانى ، پرتو نورانیّت خود را بروى می ‏افشانند محشور و همراز گردد. احدى را اذن دخول در ساحت روحانیّت اولیا نیست مگر آنکه قدرت منفک شدن از طبیعت و تخلیع جسم را بدست آورده باشد، تا حدّى که بتواند جسم خود را مانند پیراهنى در بر کند یا از خود دور سازد و برهنه شود.

الرواشح السماویة


۱۷
آبان

هو


📌نور مقدس و روح کلی عظیم اهل بیت علیهم السلام


آن ولایت ظاهرش نور نبیست

باطنش سر نبی است و علیست

سر نور مصطفی و مرتضی

واحد است و باشد آن عشق خدا

باطن عینین نور واحد است

احول بیچاره دیدش فاسد است


(میرزا ابوالقاسم ذهبی -راز- شیرازی / رساله مرآت العارفین ۱۱۱۰)


✍🏻..تمامی [ اهل بیت علیهم السلام ] صاحب یک نور کلی و روح کلی عظیم اند و تعدد در نور مقدس و روح عظیم ایشان نیست ؛ زیرا که این نور مقدس و روح عظیم از عالم اله و لاهوت و جبروت اند و در غیب وحدت مشترکند و ظهور وحدت ذات اقدس و مظهر توحید صفات الهیه اند ، پس عالم ایشان که عالم اله و وحدت و غیب ثانی است مقتضی وحدت است نه تکثر و تعدد ... اما این بزرگواران از جهت نفسانیت و ابدان تعدد و تکثر دارند ؛ زیرا که نفوس مقدسه و ابدان مطهره ایشان از عالم ملکوت و ملک است و عالم ملک به حسب تعدد مواد اشخاص و تکثر صور افراد نوع انسانی مقتضی تعدد و تکثر اشخاص بدنیه بشریه است.


میرزا ابوالقاسم ذهبی -راز- شیرازی

طباشیر الحکمه

____________________________

۱۶
آبان

هو


📌سلوک میرزا فتحعلی شریفی شیرازی فرزند بزرگوار میرزا بابا ذهبی (راز) شیرازی به زبان حضرتشان


اقل السادات قریب به ۲۵ سال می شود که در طلب اولیای الهی و زحمات سلوکیه و بلیات بسیار از باطن اولیای حق ، هفت تنان پاک و مرحوم سیدی [مجدالاشرف] و أبی آقا میرزا بابا قدس سرهم العزیز و تربیت به روحانیت ایشان و توسل به امام عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) عارف به این نور عظیم و مظهر کلیه از حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام به خصوص حضرت صاحب الأمر به عین قلبی گردیده و عهد ولایت به آن بزرگوار بسته که به احدی توجه در حوائج خود نکرده جز به ایشان و الان وجهه مبارک ایشان وجهه قلبیه فقیر است و نقبای ذاتیه که مصطلح است فیما بین اهل عرفان رسیدم. الحمدالله علی الولایة، الحمد الله علی الهدایة.


رساله در بیان معرفت به نورانیت امیرالمؤمنین علی علیه السلام.

______________________

۱۵
آبان

هو


حضرت شیخ محی الدین بن عربی قدس سره گفته اند که بعضی اولیاء را بعد از ریاضت بسیار ، سِر ظهور عالم کشف می شود ، من روش این معنی را از حضرت حق سبحانه در خواستم ، امری ظاهر شد که قوت بشریت من طاقت احتمال آن را نداشت ، نزدیک به آن رسید که وجود عنصری من از هم فرو ریزد و متلاشی گردد و روح از بدن مفارقت کند ، باز مناجات و زاری کردم تا حق سبحانه آن معنی را بپوشد و هنوز از آن اثری باقی است.


فخرالدین علی بن الحسین واعظ کاشفی

رشحات عین الحیات

__________________________

۱۴
آبان

هو


📌سرچشمهٔ تصوف


سرچشمهٔ تصوف ، وحی قرآنی و ولایتی است که از قرآن و از رهگذر پیامبر (صلی الله علیه و آله) به متصوفه منتقل شد و عمل به تصوف را ممکن ساخت. وانگهی نظر من بر این است که عرفان هر دینی ، نه تنها ریشه در همان دین دارد بلکه قلب آن دین است ، هرچند همواره ممکن است که بعدها پاره ای تأثیرات بیرونی را هم به خود بپذیرد. بسیار مهم است که به یاد داشته باشیم تصوف ، بعد باطنی واپسین وحی جهان شمول ، یعنی دین اسلام است که پایان بخش وحی های پیشین بوده و از این رو می تواند جامع چیزهایی باشد که پیش از آن آمده است. به همین جهت است که تصوف نیز مانند اسلام از چنین توان بالای تلفیقی برخوردار است و عناصر گوناگون را از عرفان های گوناگون در ساختار خود گردهم آورده است در حالی که خاستگاه ها و جوهره اش همواره اسلامی بوده و خواهد بود. تعالیم تصوف همهٔ ابعاد ممکن باطنی گری را _ از منظر ودانتا گرفته تا دیدگاه قدیس یوحنای صلیبی و هرچه در این میان است‌_ در خود جای داده است.


استاد سید حسین نصر

در جست و جوی امر قدسی

۰۶
آبان

هو


از کمین گاه حوادث به جز درِ خانه حضرت قدوسی نشان علی بن ابی طالب سلام الله علیه پناهی نیست و به آن در رسیدن جز به قوت محبت و ذکر دوام و صوم و صلاة و سهر و سحر و عزلت و تعبد به سنت خواجه کائنات صلی الله علیه و آله چاره و راهی نیست ؛ و تا صورت ملکوتیه حضرتش بر آشیانهٔ سیمرغ سعادت و آستانهٔ پیر هدایت که همان دل مخمور میخانهٔ شراب طهور و ساحل دریای نور است جلوه گر نشود ، درویش و سالک و مسافر و مرید و فقیر را از رذائل و اوساخ و اوصاف بشریت خلاصی نیست ؛ و چون آن وجهه کامله و جاودانه جلوه گر شود تن دل شود و دل جان شود و جان جانان شود که


همه از دست شد و او شده است

أنا و أنت و هوَ ، هوْ شده است


 اُ _ ش

العتبة العلویة المقدسة ، النجف الأشرف ۳۰ مهر

_____________________

۰۶
آبان
هو

ما آنچه از پیران آموخته ایم به شما می گوییم تا بیاموزید، مزد ما دعای شماست. نه طمع برای بشت است نه ترس از جهنم ، فقط "او"ست که شایسته ٔ عبادت است. دوست ندارم بت درست کنید، حرام است. ما آمده ایم بت ها را بشکنیم نیامده ایم بت سازی کنیم ، این مقام آن کسانی ست که ابراهیم ادهمی می شوند. بار گران بر دوش همه خواهد آمد که پرده دار همه را به شمشیر می زند ، ما انصاف داریم نیامده ایم مردم را به خود جلب کنیم ، نه ! ما فقط تبلیغ ولایت می کنیم ما کار دیگری نداریم ما فقط رشته تبلیغ ولایت داریم. ما گِل خمیری بیش نیستیم ، حمام را گرم می کنیم تا شما حمام کنید. همینقدر که شما صدا کنید حمام را گرم کن برایمان کافی ست و شما را به توبه و اتصال راهنمایی می کنیم. وقتی در آن حوزه قرار گرفتی باید از وجود خودت استخراج کنی ، به این که پیر یا استاد چرا می گوید چکار داری؟! شما از آن استخراج کن. فقط بَه بَه گو نباشید سعی کنید آنرا به عمل آورید.

در محضر استاد