شهود سالک و عالم وجود
سالک را در توسط احوال پیش از آنکه ماسوی از نظر او مطلقاً مرتفع گردد ، در آنی چنان می بیند که عالم معدوم گشته است و در آنِ ثانی می یابد که عالم موجود است و در آنِ ثالث باز معدوم می یابد و در آنِ رابع ، موجودی می انگارد تا آنکه به فنای مطلق مشرّف گردد و همیشه ماسوی را معدوم یابد. در این زمان ، در شهود او عالم مستمرّالعدم است و همچنین در توسط حصول بقاء و رجوع به عالم ، گاهی عالم به نظر می درآید و گاهی مختفی می گردد و از آن جا نیز حالت تجدّد امثال متوهم می گردد. و چون عالم را معامله بقاء و رجوع به عالم به انجام رسد و در مقام تکمیل و ارشاد استناد فرماید ، باز عالم به نظر او خواهد در آمد و عالم را مستمرالوجود خواهد یافت. پس این معامله مربوط به شهود سالک گشت ، نه به وجود عالم ، که وجود او همیشه بر یک وتیره است ، اگر تذبذب است ، در شهود است.
مکتوبات ربانی دفتر دوم مکتوب ۴۵
- ۹۹/۰۲/۰۳