سبع المثانی

لطایف العرفان

سبع المثانی

لطایف العرفان

سبع المثانی

هو

اطوار سبعه قلبیه که نام او را سبع المثانی نیز گفته اند طور لطافت عالم الهی است که معنی این صورت جسم ظاهر است.

اینستاگرام:
instagram.com/sabalmasani

کانال تلگرام:
https://t.me/hou786

۱۹
خرداد

هو


حضرت واهب العطایا آن حضرت [حضرت صاحب الزمان] را مانند یحیى علیه السلام در حالت طفولیت حکمت عطا فرمود و در صغر سن امام انام گردانید. و بسان عیسى بن مریم علیه السلام در وقت صباوت به مرتبه ارجمند رسانید. عجب است از اشخاصى که قائل اند بر این که خواجه خضر و الیاس از انبیاء و شیطان و دجال از اعداء در قید حیاتند ؛ و انکار دارند وجود ذى وجود صاحب الزمان را و حال آنکه آن حضرت افضل است از انبیاء سلف ، و اوست ولد صاحب نبوت مطلقه و ولایت کلیه ؛ عجب تر آن که بعضى از متصوفه که خود را از اهل دانش شمارند و از ارباب بینش پندارند قائلند بر این که در ملک هندوستان در میان برهمنان و جوکیان مرتاضان و ریاضت کشان مى باشند که به سبب حبس نَفَس و قلت اکل چند هزار سال عمر کرده و مى کنند، با وجود این منکر وجود آن حضرت اند. انکار وجود آن حضرت در حقیقت انکار بارى تعالى است . آنان که منکر وجود آن حضرتند و لفظ مهدى و صاحب الزمان را تأویل مى کنند ، از کوردلى ایشان است ، و الا به اندک شعورى چه جاى انکار است والله یهدى من یشاء الى صراط مستقیم .


حاج میرزا زین العابدین شیروانی (مست علیشاه) نعمت اللهی

بستان السیاحه جلد سوم صفحه ۱۶۹۴

  • Omid Shabani
۱۹
خرداد

هو


بدانکه مابین اهل شریعت و اهل طریقت ، یعنی عالم ظاهری و عارف حقیقی ، در حقیقت اختلافی نیست. در صورتیکه عالم متشرع را اغراض دنیوی دامنگیر نباشد و عارف صوفی تصفیه قلب و نفس کرده باشد هر دو بر سر یک مطلبند و نزاعی با هم ندارند. زیرا که اصل مطلب تصوف و لب سخن اهل معرفت این است که بعد از تحصیل عقاید حقهٔ اسلامیه اثناعشریه باید به قدر ضرورت از دنیا گرفت و به کم قناعت کرد و نفس سرکش را به ریاضات داشت تا به قبول احکام الهی مطیع شود و قلب را همیشه به یاد خدا داشت تا ملکه شود و غیر خدا از خاطر برود.


حاج میرزا حسن صفی علیشاه طاب ثراه

عرفان الحق صفحه ۱۰۳

  • Omid Shabani
۳۱
ارديبهشت

و من لا یصفی لبه عن قشوره

یموت بموت النشأة الجسدیة


و للناس اطوار بتخلیص لبهم

لیحیو حیاة النشأة الأقدسیة


پس هر کس که به تزکیه و تصفیه و مجاهدات نفسانیه لبّ روح را از قشر خود که بدن است تصفیه و تخلیص نکرده هر آینه او خود به موت طبیعی جسدی خواهد مرد ، و لیکن مردمان صاحب معرفت را اطواری [اطوار قلبیه] به جهت تخلیص لبّ روح از قشر جسد است ، تا در نشأة اقدسیه ، حیات ابدی و بقای سرمدی حاصل کنند و ایشان را خلع بدن به اختیار خود میسر گردد.


میزان الصواب در شرح فصل الخطاب سید قطب الدین محمد نیریزی قدس سره جلد ۳ صفحه ۱۳۳۸

شیخ ابوالقاسم امین الشریعه خویی

  • Omid Shabani
۲۵
ارديبهشت

هو


جذبه آن است که با بارقه ای الهی دفعتاً معارف بسیاری برای عارف حاصل شود و سلوک آن است که برای رسیدن به آن معارف ، درجات و مقامات مناسب با آن را یکایک طی کند. اهل شهود یا همهٔ درجات را با سلوک طی می کنند ، در این صورت سالک محض اند یا همهٔ درجات را با جذبه می پیمایند ، در این حالت مجذوب محض اند یا اوایل راه را با سلوک می پیمایند و در اواخر جذبهٔ الهی نصیب آن ها می شود ، این گروه سالک مجذوب اند یا اینکه اول جذبه ای نصیب آن ها می شود ؛ لیکن در انتهاء ناگزیر از سیر و سلوک اند. این عده مجذوب سالک اند. برای کسی که ابتدا جذبه نصیب او شده ولیکن بعد از آن به طریق عادی راه را ادامه می دهد ادامهٔ کار مشکل و توانفرساست.


علامه جوادی آملی

عین نضاخ تحریر تمهید القواعد جلد دوم صفحه ۱۴۸

  • Omid Shabani
۲۵
ارديبهشت

هو


هرکس جاهل است به معرفت نفس اجهل است به معرفت رب ، و معرفت نفس مصباح کشف احوال ملکوت است و مشکوة شهود اسرار جبروت و معراج وصول به سوی لاهوت. و احدی از بنی آدم نمی رسد به هیچ مقامی مگر بعد از معرفت نفس خود. و این معرفت حاصل نشود به خبر نقلی یا نظر عقلی. بلکه حصولش موقوف به نوری است که از حق بر دل آید و آن نشود مگر به ریاضات متعالیه و مجاهدات متوالیه و تجرد قوی از قیود هوی و به زعم فقیر محض موهبت است از حضرت عزت ،  اگرچه منافی نیست ، توفیق مجاهده هم موهبت است.


حاج میرزا حسن صفی علیشاه طاب ثراه

عرفان الحق صفحه ۲۴

  • Omid Shabani
۲۱
ارديبهشت

📌یادداشت برداری از کتاب حدیث سرو (این شرح بی نهایت ۲) حاج خلیل مبشر کاشانی


-اذکار ، ختومات ، دستورالعمل های عارفانی همراه با مراقبه و محاسبه ی تام در سالک الی الله تأثیر گذار خواهد بود. 


-انسان کامل به لحاظ اصل و ریشه یک حقیقت است و انسان های کامل متحد الحقیقه می باشند که از آن در عرفان به حقیقت محمدیه تعبیر می شود ؛ ولی همین حقیقت واحد را بر حسب اقتضائات متفاوت و استعداد های گوناگون در زمان های مختلف ، دارای مظاهری متعدد و تجلیاتی متنوع است ، این مظاهر و تجلیات چیزی جز اولیای معصوم و انبیای عظام نیست.


-در هر زمان فقط یک فرد از انسان کامل وجود دارد و دیگران هرکه باشد تابع و رعیت وی به حساب می آیند.


-انسان کامل مظهر اتم اسماء الهی به شمار می آید.


-قدر و منزلت هرکس ، مرتبط به نزدیکی وی به انسان کامل است و سعی و تلا‌ش خود اوست که این مهم را رقم می زند.


-بدون وجود انسان کامل نه فیض وجود از مبدأ جواد صادر می گردد و نه سیر تکاملی موجودات به ویژه افراد انسان سامان می یابد.


-زیارت جامعه کبیره شناسنامه ی انسان های کامل است.


-خاتم ولایت و انسان کامل در دیگاه عرفان اسلامی حضرت مهدی است.


-حضرت خضر تحت ولایت حضرت مهدی است.


-از آنجا که انسان کامل مخلوق اول است از حیث وجودی در برترین مرتبه  قرار دارد ، مرتبه ای که از آن به عالم اسماء یاد می کنند از آنجا که این عالم احاطه ی وجودی به تمامی عوالم وجود دارد ، انسان کامل بر تمامی آن ها احاطه دارد.


-از آنجا که اسماء الله باقی و دائم اند ، انسان کامل که مظهر أتم و أکمل اسماء الهی است صاحب ولایت کلیه دائمی است.


-خداوند بالإصاله بر همه چیز محیط است و انسان کامل بالعرض بر همه چیز احاطه دارد.


-سراسر قرآن را می توان شرح خلافت انسان کامل دانست.


-چون عوالم از نور چهارده معصوم آفریده شده است. پس هر نعمتی و فیضی از این عوالم به ما برسد از برکت انوار اهل بیت است از  باب مثال ملائکه ای که در مسیر سیر و سلوک به ما فیضی می رسانند یا با ما گفتگو می کنند یا مطلبی به قلب ما الهام می کنند از تجلیات نوری اهل بیت آفریده شده اند.


-گاهی در حالات سلوکی جذبه ی خاصی برای سالک روی می دهد و میل قلبی اش به یکی از معصومین تمایل بیشتری پیدا می کند، زیرا انوار طیبه ی آن معصوم او را جذب و به او عنایت کرده است.


-حضرات معصومین در عرش و درجات بالای قرب حق هستند و هرکس به این زودی نمی تواند آن وجود های مقدس را زیارت کند.


-روح مردگان صالح به زمین می آیند و وجود مقدس اهل بیت من جمله امام حسین علیه السلام که با یکی از بدن های مثالی خود روی قبر حاضر است را زیارت می کنند و از برکات و آثار معنوی زیارت برخوردار می شوند و سپس به مکان خود در عالم آخرت بر می گردند.


-بعضی از اولیاء الله که چشم دلشان باز شده بود گفته بودند گاهی اموات دسته جمعی برای زیارت قبور امامان و امام زادگان عظیم الشأن و بلافصل می آیند و می روند.


-نفس استاد حرمت دارد و موجب می شود نتیجه سریعتر و به طور کاملتر برای سالک الی الله حاصل شود.


-شب جمعه و روز جمعه تمام ساعات و لحظه های آن شریف و گرانبها و نورانی است.


-بهترین عمل ذکری برای جذب عنایات امام حسین علیه السلام و شهدای کربلاء خواندن زیارت عاشورا است.


-سالک الی الله گاهی در دوران چله نشینی از نظر معنوی محرم می شود و با خود عهد می کند که از بعضی لذات دنیوی دست بردارد تا بتواند با قلب خود طواف معبود کند و واصل محبوب شود.


-تلاوت قرآن یا گفتن اذکار در نخستین مرحله موجب نورانیت مکان ذکر، حضور فرشتگان و دوری شیاطین می شود.


-بسم الله الرحمن الرحیم را بلند گفتن برای دوری اجنه بسیار تأثیر دارد.


-اگر سالک الی الله مراقبتش کامل باشد و از غذای پاکیزه و طاهر استفاده کند و در مراحل بالای سلوکی گام بردارد، بدنش تبدیل به بدن نوری می شود.


-کار های نیک هرکدام عطر خاص خود را دارند.


-مرگ برای دوستان خدا لقاء الهی و شهود توحیدی و تجلیات نوری خاص خود را در بردارد.


-زیاد خوردن گوشت مورث قساوت قلب و تقلیل آن هم قوه ی غضب را تقویت می کند.


-تجرد زمانی حاصل می شود که روح حیوانی قطع گردد.


-با توجه به اینکه ذهن و دل انسان محل خطورات زیادی می باشد، باید زیر نظر استادی حاذق شخص با اذکاری به نفی خواطر بپردازد.


-کسانی که در سیر و سلوک به مقامات بالای معنوی رسیده اند، همه شان از شب خیزان بوده اند و از غیر آن ها دیده نشده است.


-حقیقت قرآن در بعضی عوالم با حقیقت رسول خدا صلی الله علیه و آله و ائمه طاهرین اتحاد دارد.


-اگر کسی بخواهد در عالم بیداری به اسرار عالم و آیات غیبی واقف شود باید مراقبه داشته باشد.


-شرط اساسی رسیدن به عالم مافوق طبیعت ایجاد سنخیت با آن عوالم است.


-مکاشفات از عمق وجود نورانی انسان سرچمه می گیرد و ملکوت انسان با ملکوت عالم هستی ارتباط مستقیم پیدا می کند.


-گاهی اوقات به اولیاء خدا از عالم معنی اول ماه الهام می شود و عارف بزرگوار مرحوم کشمیری از این دسته افراد بودند


-در مسیر سیر و سلوک الی الله، عالم طبع، عالم مثال، قلب، روح و سر انسان باید از اسماء الله نور گیری کند و این ظرف ها (اطوار وجودی انسان) از مظروف (که نور باشد) باید بهره ببرند.


-برای اینکه سالک الی الله در حصن الهی داخل شود و از شر خطرات و وساوس شیطانی جنی و انسی در امان باشد در نافله صبح برای ورود به روز و در نافله عشاء برای ورود به شب چهار قل را بخواند.


-وقتی انسان سالک به زیارت اهل قبور می رود اگر یک حمد و یازده سوره برای مردگان مدفون در قبرستان بخواند همه ی آن ها را از نظر معنوی اطعام کرده و خود نیز از نظر سلوکی بهره ی خاصی می برد.


-چهارده معصوم ذاتا و بالإستقلال از خود چیزی ندارند ولیکن بالعرض حضرت حق همه چیز به آن بزرگواران داده است.

  • Omid Shabani
۰۵
ارديبهشت

هو


اگر سالک به نور ولایت پیر عشق و ولی کامل الهی و ریاضات شاقه ، صاحب چنین قلبی بگردید که مرآت ثانیه حق نما است ، می بیند در این حالت به عین قلبی خود حضرت حجت (عجل الله تعالی فرجه الشریف) را و می رسد به بلدان حضرت که مسمی به جابلقا و جابرصاست و مستفیض می گردد از فیض خدمت او به قدر صفاء و وسعت قلب خود و می گردد صاحب الهام به سمع قلبی خود و اگر قابل باشد از برای عهد و بیعت ولایت آن حضرت ، عهد می گیرد آن حضرت از او به عهد ولایت و میثاق توسل و محبت خود.


میرزا ابوالقاسم الحسینی الشریفی الذهبی (راز) شیرازی

قوائم الأنوار و طوالع الأسرار ، خاتمة الکتاب ، صفحه ۷۰۵

  • Omid Shabani
۳۱
فروردين

هو


از علامات سیر بالله و سیر فی الله این است که سالک با نور ولایت ، در ولایت سیر کند. در این مقام بهره ای برای سالک از علوم جزئیه حضرات اهل عصمت که دارای ولایت کلیه اند می رسد که عبارات از واردات و الهامات داخلی و خارجی به وسیله فرشتگان است. زیرا در این مرتبه، ظهور نور ولایت الهیه مانند اکسیر وجود سالک را منقلب می سازد و اثری از هستی سالک باقی نمی گذارد. پس کملین اولیاء و عرفاء مراتب کمال را وقتی طی می کنند که عارف به نور ولایت کلیه خاندان عصمت و شاه ولایت ، علی علیه السلام بوده و در آن فانی شوند. به همین دلیل اولیای حق ، پیوسته در هر عصری متوسل به ذیل ولایت ائمه اطهار علیهم السلام که ابواب مدینه علم حق هستند بوده و به درجه کمال نهایی انسانیت رسیده اند.


میرزا احمد مدرس خوشنویس

آیین رهروان در سیر و سلوک

  • Omid Shabani
۲۰
فروردين

هو


اگر احیانا صاحب کمالی از این علوم غریبه داند ، بدان التفات ننماید و اگر به ظهور آورد ، بگوید که این چیز از علوم غریبه است نه کرامت تا سبب هدایت خلق الله باشد نه سبب ضلالت. و اگر نعوذبالله من ذلک ، کسی از علوم غریبه چیزی داند ، در لباس کرامت ظاهر کند ملبّس [فریب کار و مکار] باشد و ملبّس از جنود ابلیس است. شنوده باشی که بعضی از هنود [هندی ها] در هوا می پرند بلی این معنی ، ممکن است از غیر طایفهٔ اهل الله ، بدان سبب که حالا در این زمان ، بسیار جوکیان هستند در بلاد هند که می پرند [پرواز می کنند] و حال آنکه خارج از دین و داخل کفرند.


سید محمد نوربخش

رسایل نوربخشیه - رساله تلویحات - صفحه ۲۵۳

  • Omid Shabani
۱۰
فروردين

هو

نمی شود و راه ندارد آقا ، در اسلام کسی حکیم الهی ، عارف الهی و عارف مسلم باشد اما صاحب ولایت نباشد و در آستانهٔ ولایت سر فرود نیاورد و عتبه بوس ولایت نبوده باشد نمی شود ، چون واسطهٔ فیض ، ولایت است امکان ندارد ، عارف بی ولایت راه ندارد. ما واسطهٔ فیض جز ولایت نداریم نمی شود که انسان به مقامی برسد و ولایت نداشته باشد. هر حکیم الهی، هر فرد مؤمن و هر شخص مسلمان بدون ولایت به جایی نمی تواند برسد. مرحوم علامه طباطبایی رساله ای نگاشته است به نام شیعه در اسلام که شیعه از چه زمانی پدید آمده است ، بعد همانطوری که به برهان پیاده فرموده است اسلام یعنی شیعه ، شیعه یعنی اسلام. قرآن یعنی علی (علیه السلام) ، قرآن یعنی حسین (علیه السلام) ، قرآن یعنی بقیة الله (عجل الله تعالی فرجه الشریف) ، قرآن یعنی ولایت ، ولایت یعنی قرآن. اینها هیچ گاه از هم جدا نمی شوند و هیچ عارفی ، هیچ حکیم الهی و هیچ فرد مسلم و اهل قرآن نمی تواند به برهان دو دوتا ، چهارتا از برهان ولایت روگردان باشد ، بدون ولایت محال است که انسان به جایی برسد و این رشته سر دراز دارد.

بیانات استاد علامه حسن زاده آملی

  • Omid Shabani
۱۰
فروردين

هو

📌روزی هجده بار خلع بدن نمودن سندالعرفان قدوة العرفاء الراشدین السید النجیب میرزا ابوالقاسم شریفی ذهبی (راز) شیرازی


ذکر و فکرم داد و در خلوت نشاند
از حضیضِ تن به اوج دل رساند

سِیر ها حاصل شدم از کشف و دید
هرچه کردم عرض او کم می شنید

آخرم گفت ، ای پسر ، اینجا بایست
در طریقت دل به این ها بسته نیست

سعی کن تا خلع تن حاصل شود
گرددت دل زنده ، جان کامل شود

چون شود خلع بدن حاصل تو را
نفس میرد ، دل شود کامل تو را

در ریاضت روز و شب من تن زدم
تا دمی خلع بدن حاصل شدم

عرض کردم من به پیر راهنما*
خلع تن آمد نصیبم از خدا

گفت: رو کین اظطرار است ، ای پسر
تن بزن جان ز اختیار آید به در

در ریاضت تن زدم من روز و شب
تا عیانم آمد آثارِ عجب

روز هجده بار خلع تن آمد مرا
حاصل آمد راه روشن مرا

عرض کردم نزد پیر نامدار
خلع تن آمد نصیبم ز اختیار

گفت این دم سیرِ تو رحمانی است
بی خطر از لمهٔ شیطانی است

میرزا ابوالقاسم شریفی ذهبی (راز) شیرازی
رساله مرآت العارفین

*منظور مولانا محراب گیلانی طاب ثراه می باشد ، مؤلف طرائق الحقایق دربارهٔ او می نویسد: مولانا محراب جیلانی در زهد و انزوا و اعراض از ماسوا وحید عصر خود بوده و مرتبهٔ فضیلت، خصوص در مرتبهٔ علوم و معارف یگانه زمانه است.

  • Omid Shabani