نکات و تحقیقاتی در رابطه با تصوف و فلسفه و عرفان

نکات و تحقیقاتی پیرامون اصول و مبانی تصوف و عرفان و فلسفه شرق

نکات و تحقیقاتی در رابطه با تصوف و فلسفه و عرفان

نکات و تحقیقاتی پیرامون اصول و مبانی تصوف و عرفان و فلسفه شرق

نکات و تحقیقاتی در رابطه با تصوف و فلسفه و عرفان

هو

یا علی

به عقل ما نرسد درک کُنهِ این نقطه
که نکته هاست به دریای باء بسم الله

قصد بر آن دارم تا شمه ای از خاطرات و تحقیقات شخصیم را در زمینه ادیان و مذاهب و عرفان و فلسفه ... در این وبلاگ قرار بدهم.


- این وبلاگ جنبه ی شخصی دارد و فقط به عنوان بانکیست جهت ذخیره ی مطالب جمع آوری شده و یا نوشته شده توسط حقیر
خاک پای محبان مولا علی
اُ/ ش

کانال تلگرام
AsrareTohid@

۵ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «کنترل قوه خیال» ثبت شده است

۱۹
آذر

هو 


نکته ۴۱


📝..پایه و اساس معرفت نفس توحد و سکون و سکوت ظاهری و باطنی نفس است.کنترل متخیله و پاکی دل از کدورات و قذارات رکن رکین طریقت در اسلام و دیگر ادیان است.


و اگر آینه دل از پلیدی ها و ناپاکی ها و خیالات و افکار پراکنده و زنگار طبیعت و صفات بشریت صافی شود و صفا به کمال رسد صفات روحانی و نقوش غیبیه بر دل تجلی کند که:


آن خیالاتی که دام اولیاست

عکس مه‌رویان بستان خداست


 و انوار غیبی در رنگ های متفاوت بر جان آدمی غالب آید ؛ و این جام جهان نمای تجلی فقط مختص دل های صاف و ساکن و ساکت است و باید این نکته را مد نظر داشت که این صافی دل را  آتش عشق و ذکر دوام و فکر مدام و توجهه و خلسه و گریه بر سیدالشهدا و خدمت پیر در پی آورد ، از این روست که در طریقت بحث تجلی بعد از تخلی مطرحح است.


آیینه شو وصال پری طلعتان طلب

اول بروب خانه دگر میهمان طلب


یا حق مددی 


🖋ا/ش

_________________

۱۹
آذر

هو 


نکته ۴۰


📝..از بهترین راه هایی که ما می توانیم قوه خیال را مقداری کنترل کنیم و تحت اختیار خود در آوریم خطاطی و نقاشی است.


استاد صمدی آملی

شرح دروس معرفت نفس - جلد دوم - جلسه ۱۱۷

_________________

۰۵
اسفند

هو

🔸نکته ۴

📝...در نظر گرفتن صورت پیر و عالم و عارفی ربانی قبل از خواب باعث سیر در عالم خواب می شود ، و برای کسانی که  پراکندگی قوه خیال دارند نیز مناسب است ، چنانچه استاد کمیلی خراسانی از قول علامه بحرالعلوم می فرمایند:

🔸یکی از راه های نفی خواطر برای تمرکز پیدا کردن سالک ، احضار صورت استاد در قلب است.

🔸یکی از راه های احضار صورت ارواح نیز توجه مستقیم و تام به صورت شخص مرده است ،  در این رابطه سیاح بیداء طریقت ، غواص دریای حقیقت ، استاد علامه حسن زاده می فرمایند:

🔹بعضی از مشایخ ما فرمودند:

🔸هرگاه انسان نیت کسی کرده است به حکم اتحاد مدرک با مدرک انأ این شخص انأ همان کس است و چون توجهش را بدان کس تمرکز کند یتمثل له بشرا سویا.

همچنین حضرت استاد علامه حسن زاده آملی در این رابطه می فرمایند:


🔸مسئله احضار ارواح نیز در حقیقت به معنای تحقق صورتی از ارواح در عالم نفس است. آنچه به طور اختصار در تشریح فلسفی و عرفانی آن می‌توان گفت این است که نفس انسان به دلیل جامعیت و گنجایش گسترده آن توان حضور در همه‌ عوالم هستی دارد. بنابر این نفس می‌تواند به عالم برزخ و غیر آن متصل شود، بلکه با آن متحد گردد.

یا حق مددی


ا/ ش

۲۴
مرداد

هو


بسم الله الرحمن الرحیم


وقتی که خداوند توفیق داد و بعد از دانشگاه ورود به حوزه علمیه پیدا کردم بعد از اینکه دوره ی اختبار علمی را گذراندم و قرار بر این بود که یک دوره اخلاقی در شهر تفرش مارا ببرند حقیر دلم چندان مایل نبود ولی یکی از دوستان که در حال صحبت با شخص دیگری بود به آن شخص فرمود:


که شاید کسی جمله ای را در آن جلسات بگوید و باعث تحول من بشود !


حقیر در دلم گفتم که چنین چیزی چندان امکان پذیر نیست و در این جلسات معمولا مباحث تکراری را مطرح میکنند.


تا اینکه گذشت و حقیر به تفرش رفتم و در طول این یک هفته در یکی از جلسات داستانی را شنیدم از یکی از اساتید حوزه که به اندازه ی خیلی از مباحث و کلاس ها برایم ارزش داشت و بسیار باعث قوت همت من شد و در طول ایام این خاطره در درس ها و بحث ها و مراقبت ها بسیار مد نظر حقیر هست:


در آن جلسه یکی از اساتیدفرمودند:


یکی از شاگردان علامه طباطبایی قدس الله نفس الزکیه خدمت آن مرحوم رسید و گفت:


خیلی از اوقاتم را بیهوده گذراندم و چیزی دستگیرم نشد و به جایی نرسیم...


علامه طباطبایی فرمودند:


آیا به وعده های الهی ایمان داری؟


آن شاگرد که ناراحت بودند فرمودند :


بله تا حدودی...


علامه طباطبایی فرمودند:


خداوند در قرآن میفرمایند :

( وَالَّذِینَ جَاهَدُوا فِینَا لَنَهْدِیَنَّهُمْ سُبُلَنَا )

کسانى که در راه ما مجاهدت و کوشش کنند ، "به یقین" آنها را به راه ‏هاى خود هدایت می کنیم.


وقتی که علامه طباطبایی این آیه را میخوانند تحولی عظیم در شاگردشان به وجود می آید چنانچه این استاد حوزه میفرمودند که همین شخص برای ما تعریف میکردند که :


وقتی که استاد علامه طباطبایی این آیه رو برای من خوندند چنان متحول شده بودم که وقتی از قم قصد داشتم به شهر خودم بیام وقتی که از قم ساعت 8 صبح راه میافتادم حدود ساعت 12 شب به شهرمون میرسیدم و خیلی خسته میشدم و وقتی که میخواستم بلند شم برای نماز شب دست هامو که روی زمین میزاشتم تا بلند شم و نماز شب رو بخونم آنقدر خسته بودم که دست هام تعادل خودش رو از دست میداد و به زمین میخوردم... ولی در همون لحظه به یاد آیه ای که علامه طباطبایی برایم خوندن میافتادم که :

وَالَّذِینَ جَاهَدُوا فِینَا لَنَهْدِیَنَّهُمْ سُبُلَنَا

و این آیه آنقدر به من قوت میداد که بلند میشدم نماز شبم رو کامل میخوندم...

____________________

از قول پیامبر خدا صلى الله علیه و آله در بحار الأنوار نقل شده که :

سخن حکیمانه اى را که مؤمن بشنود بهتر از عبادت یک سال است.

در درس ها و بحث ها و شنیدن سخنرانی ها و همچنین در نزد اولیاء خدا همیشه باید مانند یک شکارچی باشیم و حرف های کلیدی و اصول و امهات را شکار کنیم و از آن حرف استفاده ی علمی و عملی بکنیم.

یکی از راه های بسیار عالی برای استفاده از این سخنان اینست که دفتری تهیه کنیم و هرچه از اصول و امهات را که شکار کرده ایم در آن دفتر ثبت کنیم.

باید از همه ی عالم درس بگیریم چنانچه در روایت وارد شده که در هر آنچه که چشمانت میبیند موعظه ای هست, اگر ما تشنه ی درس گرفتن و یاد گرفتن مبانی و اصول عرفانی و اخلاقی باشیم تمام عالم حتی در و دیوار و گیاهان و حیوانات استاد ما خواهند شد...

به یاد دارم یک بار که در اتوبوس نشسته بودم و مشغول دیدن کوه و دشت های در مسیر راه بودم نظرم به خار ها و بوته های کنار جاده افتاد و من را سخت در فکر فرو برد که این بوته ها چگونه به وجود آمدند ؟ به چه هدفی به وجود آمدند ؟ دارای چه نوع نفسی هستند ؟ اگر دارای نفس نباتی است نفس نباتی مجرد است یا مادی ؟ با کدام یک از خدام نفس نباتی این گیاه کار خودش را انجام میدهد؟ آیا این گیاه خشک دارای مراتب است ؟ مرتبه مثالیش چیست ؟ عقلیش چیست ؟ الهیش چیست ؟ و ....

همین تفکر و درس گرفتن از یک بوته ی گیاه نمونه بارز یک شکار است که همین تفکر در یک بوته ی گیاه زمینه پاک بودن و توحد قوه خیال را فراهم میکند....


در کل یک اصل را همیشه مد نظر داشته باشیم که :


شکارچی باشیم...


یا علی مدد


۱۷
تیر

بسم الله الرحمن الرحیم


حضرت استاد علامه حسن زاده آملی در دیوان اشعار میفرمایند:


دار حضور و ادب , همت و آنگه طلب

وقف بر این چهار کنید یک سره اوقات را


و نیز میفرمانید:


سرمایه راهرو حضور و ادب است

آنگاه یکی همت و دیگر طلب است

ناچار بود راهرو این چار اصول

ورنه به مراد دل رسیدن عجب است


قوه خیال به منزله ی آینه ای میماند که مستعد نشان دادن صور غیبه است که افکار پراکنده و سوء ظن و خیال پردازی ها و مشغول  شدن به کارهای لغو و بی فایده باعث سیاه شدن و کدر شدن این آینه میشود و تا این آینه با حضور عنداللهی و اذکار و اوراد و توجهات و تفکرات انفسی و آفاقی زلال و پاک نشود صاحب کشفیات و مشاهدات غیبه نمیشود.

در طریق سیر و سلوک الی الله قوه خیال باید به توحد و سکون برسد چنانچه حضرت استاد صمدی آملی میفرمایند:


تا قوه خیال به توحد نرسد شخص صاحب مکاشفات نمیشود



قوه خیال جبلی و سرشتش بر خزینه داری صور ادراکی حواس ظاهری است همچنین قوه ای برای صورتگری معانی کلی و جزیی است و به قولی نقاشی چیره دست است.


در نزد ارباب حکماء بدیهی است که قوه خیال دائما با کثرات و جزییات مانوس و محشور است و لذا یکی از مواردی که قوه خیال را از تخیلات فاسد و و صورتگری ها و بازیگری های بیهوده بازمیدارد تفکر در معقولات و کلیات عالم است که حضرت استاد صمدی آملی مثال شکارچی و سگ شکاری را در دروس شرح مراتب طهارت میزدند که سگ شکاری به منزله ی قوه خیال و شکارچی به منزله ی قوه عاقله است که شخص باید با سلطنت قوه عاقله , قوه خیال را به کار گیرد برای تفکر در امور کلی و معقولات که عزیزان میتوانند برای توضیحات بیشتر در رابطه با این مثال به کتاب شریف شرح مراتب طهارت جلد اول مراجعه کنند.


تفکر در معقولات و امور کلی عالم مربوط به قوه عاقله بوده و قوه عاقله با وحدت مانوس و محشور است و هرکجا که پای عقل در میان باشد جایی برای امور جزیی و کثرات و قیودات خیالی و مادی نیست.

پس یکی از راه های به توحد رساندن قوه خیال تفکر در امور کلی و معقولات است مانند تفکر کردن در آیات و روایات و تفکر در رابطه با مسائل نجومی و ستارگان و رفتن به قبرستان و ...

چنانچه در روایت وارد شده:

لا خیر فى قرائة لیس فیها تدبر

خیری در قرائت قرآن بدون تفکر و تدبر نیست


یکی دیگر از توصیه های بزرگان فلاسفه و عرفان خواندن ریاضیات است که ریاضیات باعث توقیت قوه عاقله و انس با وحدت میشود.

حضرت استاد علامه حسن زاده آملی در کتاب شریف گفت و گو میفرمایند:


علوم ریاضی نیز فکر را از خطا و اعوجاج وانحراف باز می دارند و به آن استقامت و اعتدال می دهند .

انسانهای ورزیده در علوم ریاضی ؛ صاحب رأی صائب و نظری ثاقب و کم گوی وگزیده گوی و دیر گوی و نکو گوی می شوندمثلاً عبارات خواجه طوسی به فارسی وعربی ؛ چنان سخت بنیاد و استوار است که گویی به جای مرکّب ؛ سرب مزاب به کار برده است.


همچنین حضرتشان در شرح فارسی اسفار میفرمایند:


قدما براى تعدیل و تقویم ذهن، متعلمین را قبل از ورود به علوم عقلى به علوم ریاضى نظیر حساب و هندسه وا مى ‏داشتند تا هندسه و حساب، که علوم استدلالى هستند و قواعدى مبرهن و متقن دارند، ذهن ایشان را استقامت و اعتدال بخشد و ایشان را به حقیقت‏یابى عادت دهد


روش اصلی در سیره استاد علامه حسن زاده آملی که در اول مطلب بدان اشاره کردیم حضور است.

اگر بتوانیم فراگیر بودن حقیقت توحید بیشتر دریابیم و در رابطه با این مسئله یک سیر علمی مشخص برای خودمان قرار دهیم در رابطه با حفظ کردن حضور موفق تریم . به همین دلیل حضرت علامه حسن زاده آملی تاکید بسیار زیادی بر سیر علمی دارند و عقیده دارند که سیر علمی خود یک نحوه ریاضت است که کمتر کسی وارد در این ریاضت میشود.

در رابطه با حضور توضیحی از یکی از اساتید خدمت بزرگواران تقدیم میکنم :


(( تصوری که عموم مردم از حقیقت توحید الهی دارند این است که خدایی جدا در بیرون از آسمانها و زمین مشغول ربوبیت است در حالی که این تصور عامیانه به برهان و عرفان و قرآن مردود می باشد.
خدایی که ما به عنوان حقیقت واحد صمدی آن را مورد پرستش قرار می دهیم حقیقتی جدای از زمین و آسمانها و جمادات و نباتات و حیوانات و انسانها نیست بلکه وجودی است فراگیر که تمامی کمالات موجودات از آن اوست و در متن کمالات هر موجودی وجود نوری حق سبحانه و تعالی نهفته است. اگر بتوانیم این نگاهمان را تقویت کنیم و با ملاحظه هر شیئی سریعا به کمالاتی که در آن نهفته است متمرکز شویم و در متن آن کمالات نور وجودی حق را مشاهده کنیم حضور و مراقبتی تام از آن انسان می شود که انسان را از هرگونه پراکندگی ذهن و خیال باز می دارد.
وقتی انسان به عینه مشاهده کند که در متن کمالات وجودی هر موجودی که در پیرامون او قرار دارد خود خدا حضور دارد ناگزیر از مراعات ادب و تواضع می شود و نمی تواند ذهن و خیالش را به چیزی غیر او معطوف سازد. ))


خلاصه آنکه :


دلی کز معرفت نور و ضیا دید

به هر چیزی که دید اوّل خدا دید


و از دیگر روش هایی که برای نفی خواطر بزرگان معرفت استفاده میکنند خلسه و ذکر و توجه به نفس و ... میباشد

البته نفس استاد نیز در این مسئله بی تاثیر نیست چنانچه علامه طهرانی رضوان الله علیه در کتاب روح مجرد میفرمایند:


نمازهاى صبح و ظهر و عصر را بنده به ایشان اقتدا مى‌کردم، چون کسى در منزل نبود جز یک نفر از رفقاى صمیمى؛ أمّا نماز مغرب و عشاء را ایشان به حقیر إقتداء مى‌نمودند و غالبا هم در روى بام انجام‌مى‌گرفت. و دستور داده بودند که حقیر در نمازها سوره‌هاى بلند را بخوانم، مانند یس و واقعه و مسبّحات و تبارک و منافقین و هل‌أتى و ماأشبَهها؛ براى آنکه ایشان چون اقتدا مى‌کنند حقیر را در قراءت و نفى خواطر تثبیت نمایند، و مى‌فرمودند: اینطور بهتر است تا آنکه شما به من اقتدا کنى.


همچنین حضرت علامه طهرانی در رابطه با نفی خواطر به نقل از کتاب نور مجرد میفرمایند:


سالک باید از هر امرى که موجب تشویش بال و تفرّق خاطر است، زائد بر قدر ضرورت، اجتناب نماید و در مواقع نماز و ذکر چند دقیقه قبل از شروع به عبادت دست از امور روزمره کشیده و قلب خود را از خواطر تفریغ‌نماید و سپس در توجّه به پروردگار متمرکز گشته و بعد از آن توجّهش را به پروردگار تثبیت‌نموده و آنگاه وارد نماز یا ذکر گردد. باید براى عبادت خود مکانى مناسب و آرام و خالى از امورى که نفس را به خود مشغول‌ مى‌نماید فراهم کند، و ساعت خاصّى را براى عبادت و فکر خود معیّن کند، بلکه بهترین ساعات خود را براى ارتباط و انس با حضرت‌حقّ قراردهد


لازم به ذکر است دوستان علاقه مند میتوانند در رابطه با تفکر و نحوه تفکر و شیوه ی انجام این دستور به صوت های شرح دروس معرفت نفس مراجعه کنند.


خلاصه اینکه میتوان از موارد زیر برای کنترل قوه خیال استفاده کرد:

-خواندن قرآن و تفکر در معانی قرآن

-تفکر در آسمان و درختان و حیوانات و وجود انسان

-تفکر در مسائل فلسفی

-نگاه کردن مستند های نجومی و نحوه زندگی حیوانات و ... و تفکر نمودن در اینگونه مسائل

-بستن چشم ها و تمرکز روی تنفس

-ذکر گفتن

-کنترل چشم

-حل کردن فرمول ها و مسائل ریاضی

-مشغول کردن نفس ( با مطالعه و کارهای مفید )

-سودا زدایی ( مرتبط با طب سنتی )

-رعایت مستحبات نماز

-خواندن نوافل جهت تمرکز در نماز

-سکوت

-مشاهده ی ستارگان و آسمان

-رفتن به قبرستان و تفکر در رابطه با مرگ

-شرکت در مجالس روضه ی سیدالشهدا علیه السلام

-خواندن آیات سخره 70 بار در روز