نکات و تحقیقات و خاطراتی در رابطه با عرفان و فلسفه و ...

خاطرات و تحقیقات و نکاتی پیرامون فلسفه و عرفان و...

نکات و تحقیقات و خاطراتی در رابطه با عرفان و فلسفه و ...

خاطرات و تحقیقات و نکاتی پیرامون فلسفه و عرفان و...

نکات و تحقیقات و خاطراتی در رابطه با عرفان و فلسفه و ...

هو

یا علی

در این وبلاگ قصد بر آن دارم تا شمه ای از خاطرات و تحقیقات شخصیم را در زمینه عرفان و فلسفه ... در این وبلاگ قرار بدهم.


- این وبلاگ جنبه ی شخصی دارد و فقط به عنوان بانکیست جهت ذخیره ی مطالب جمع آوری شده و یا نوشته شده توسط حقیر.

خاک پای محبان مولا علی
امید / ش - بروجرد

کانال تلگرام:
AsrareTohid@

۹ مطلب با موضوع «کرامت علامه حسن زاده» ثبت شده است

۰۶
آبان

استاد حسینی آملی:


روزی خدمت استاد علامه حسن زاده آملی عرض کردم شما در این شعر که فرمودید :



دولتم آمد به کف با خودن دل آمد به کف    حبذا خون دلى دل را دهد عزو شرف


این دولت چه بوده که اینقدر به آن می نازید ؟


فرمود :


طلعت حقیقت قرآن !
  • فقیر 110
۰۶
آبان

استاد حسینی آملی:


دوستی داشتم , از دوستان نزدیک من بود . گفت : رفتم خدمت آقای حسن زاده آملی گفتم آقا جان من از شما توقع مالی ندارم یک تقاضایی میخواهم بکنم و سخنم را به جانب تقاضای مالی نمیخواهم ببرید . و آن ایسنت که دلم میخواهد بروم حج ! و از شما میخواهم دعا کنید خداوند موقعیت و شرایط را جور کند و من برم حج !

گفت:

حضرت آقای حسن زاده آملی نگاهی به من کردند و فرمودند :

میخواهی بروی حج و برگردی که مردم به شما بگن حاج آقا ؟!!!

گفت:

من یکدفعه وا رفتم ! فهمیدم درست میفرمایند ... توی مجلسی که مینشستم به بقیه افراد حاج آقا میگفتند اما به من نمیگفتند حاج آقا ! و دوست داشتم به حج بروم تا مردم به من بگویند حاج آقا !


____________


استاد حسینی آملی:


استاد واقعی در اندرونمان خودمان را به خودمان نشان می دهد که که تو مبتلا به یک ضعفی هستی که میخواهی به یک مرتبه از عجب برسی ! خود کم بینی ! و شخصیتت را گم کرده ای و نمی دانی که شخصیت تو به کمالات درونیت است نه به گفتار دیگران که به شما بگویند حاج آقا !


لذا باید پیدا کنیم کسی را که مارا از درونمان بشوراند و ضعف وجودیمان را از درونمان بگوید و اگر نقطه قوتی داریم مارا ارجاع بدهد به آن نقطه قوتمان و ما در آن سیر قوتمان تقویت بشویم و راه بیافتیم !

  • فقیر 110
۲۳
شهریور

بسم الله الرحمن الرحیم

آیت الله ممدوحی میفرمایند:

استاد علامه حسن زاده آملی ریاضیات عالی خوب بلد بود ، زبان فرانسه را خوب میدانست ، زبان عبری میدانست ، علوم غریبه خوب میدانست که در علوم غریبه متخصص بودند به طوری که جدول خاصی را کشف کردند و این جدول کار هر کسی نیست, کار کسیست که در علم عدد متخصص تمام عیار باشد.

  • فقیر 110
۲۳
شهریور

شنیدم از استاد صمدی آملی در کنگره علامه حسن زاده آملی در قزوین که که فرمودند :


یکی از اوتاد درس استاد علامه حسن زاده آملی در آمل میفرمود که سال اولی که ایشان ملبس به لباس روحانیت در مسجد جامع آمل به دست آیت الله غروی  شدند  , در مسجدی منبری میرفتند و من و یکی از دوستانم به جلسه ی منبر ایشان رفتیم , دیدیم طلبه ی جوانی آمد بالای منبر نشست و از اول تا آخر منبر سرش را پایین گذاشت و منبرش را رفت بدون اینکه از اول تا آخر جلسه به احدی نگاه بکنند.

جلسه تمام شد , و دوست ما فرمود مثل اینکه ایشان تازه منبر است و مطالبی را حفظ کرده و برای اینکه مبادا یادش برود در هنگام جلسه به کسی نگاه نکردند تا بتواند محفوظاتشان را بگویند.

من به دوستم فرمودم اگر ایشان حفظ هم میکرد و به اینشکل صحبت میکرد باز هم خیلی هنر کرده اند.

بعد از جلسه رفتم خدمتشان گفتم :

آقا شما امروز از اول تا آخر جلسه به هیچ جا نگاه نکردید... چرا ؟

دیدم که ایشان سکوت کردند !


استاد صمدی فرمودند:

این مطلب را 21 سال قبل این بزرگوار به بنده فرمودند...


گذشت تا اینکه چند سال قبل در روستای اهلم مدرسه ای ساختند به اسم مبارک استادمان , بعد از اینکه در افتتاح آن مدرسه استاد علامه حسن زاده شرکت فرمودند با آن همان عزیز مرد الهی برگشتیم به منزل آملشان !

نشستیم و صحبت های مختلف و مطالب گوناگون پیش آمد...

این بزرگوار که شاید بیش از 40 سال از آن واقعه ی منبر گذشته بود یک دفعه در وسط صحبت ها به آقا عرض کردند:

نظر شریفتان هست که سال اولی که معمم شدید و آمدید در فلان مسجد منبر رفتید به این کیفیت و بعد از منبر من از شما پرسیدم آقا چرا هیچ جا را نگاه نفرمودید؟ و شما جوابی ندادید!

آقا چه بود جریان جلسه آن روز ؟


استاد علامه حسن زاده آملی فرمود که :


آقا آن موقع نمیتوانستم به شما جواب بدم ... اما الحمد الله الان مرد شده ای و راه رفته ای , میتوانم آنچه را که آن روز گذشت به شما بگویم..

و دلیلش این بود که آن روز من آدم نمیدیدم تا نگاه کنم.....



  • فقیر 110
۱۱
مرداد
بسم الله الرحمن الرحیم

شنیدم از یکی از اساتید در بزرگداشت آیت الله غلامرضا مولانا بروجردی رحمت الله علیه که فرمودند:

روزی در خدمت علامه حسن زاده آملی بودم , از ایشان پرسیدم آقا شما چشم برزخی دارید؟

استاد علامه حسن زاده آملی فرمودند:

مگر شما ندارید ؟!
____________________
حضرت استاد علامه حسن زاده آملی روحی فداه در رابطه با خاطره ای که نقل شد جمله در دروس شرح فصوص الحکم قیصری میفرمایند که منظور حضرتشان را از جمله ( مگر شما ندارید ) توضیح میدهد , ایشان میفرمایند:

در دیدن چشم تعجب نیست، زیرا خداوند چشم را براى دیدن آفریده است؛ لذا اگر نمى ‏بیند جاى تعجب است پس باید معالجه شود وگرنه چشمى که مى ‏بیند هر چه تیزبین‏تر شود بهتر است. پس دیدن روى اصل است و انسان آن است که بصیرت داشته باشد. اما مردم بر این روش ‏اند و نسبت به کسى که حالات و مکاشفات و کراماتى دارد تعجب مى ‏کنند؛ مثلا از کسى که اخبار به غیب کند و تصرفى نماید در تعجب هستند در حالى که اینها تعجب ندارد بلکه در آن کس که این حالات را ندارد باید تعجب کرد که چرا بیمار شد.


  • فقیر 110
۲۵
تیر

بسم الله الرحمن الرحیم


از افلاطون و فیثاغورس و هرمس(حضرت ادریس) نقل شده که ستارگان و کرات آسمانی دارای بو هایی پاک تر و خوش تر از مشک و عنبر هستند اما مشاییان این قول را رد کردند اما جناب آخوند ملاصدرا میفرماند که این اسشتمام عطر های خوشی که مربوط به کرات و ستارگان آسمانی است در حال اتصال به عوالم مافوق ماده در خواب و یا در مکاشفه بوده استو مربوط به حالاتی مادی نمیباشد چنانچه منجمین سال ها در رابطه با یک کره و یا ستاره ی جستجو و مطالعه کنند و یا به بعضی از کرات آسمانی سفر کنند اما چنین بو هایی را استشمام نکنند ,حضرت استاد علامه حسن زاده آملی در رابطه با این مبحث میفرماند :


امر مکاشفه به مراحل شامخ تر از چیزی است که فرد خوابیده در خواب می بیند.انسان در سلوک و عروج خود به سوی حقیقت حق متعال ، چیزهایی را می بیند و می شنود و استشمام می کند که زبانها از وصف آنها قاصر است و اقلام از تحریر آنها عاجز است.

و ما نیز به فضل پروردگار عالمین امثال این امور منقوله از علمای اقدمین را کره ای بعد کره و عالمی بعد عالم مشاهده کرده ایم و وقتی از آن مشاهده قلبیه و حالت روحانیه انصراف کرده ایم دانسته ایم که امر ، رفیع تر از آنی است که در احوال طبیعیات و شرایط ادراک آنها تفوه کرده اند


و نیز میفرمایند :

آنچه که این اکابرِ علما ادراک نموده اند و گفته اند در حال اتصال به عوالم مافوق ماده روائحی خوشبوتر از مشک و عنبر استشمام کرده اند، به مکاشفات روحانی ایشان مربوط است.


______________________________________

  • فقیر 110
۲۰
تیر

بسم الله الرحمن الرحیم


حقیر شنیدم از یکی از شاگردان بزرگوار استاد علامه حسن زاده آملی که فرمودند:


فرزند حضرت استاد علامه حسن زاده آملی برایم تعریف کردند وقتی که با پدر خواستیم از قم به آمل یا ایرا برگردیم در بین راه حضرت علامه حسن زاده آملی دستور توقف دادند و نزدیک یک قصابی توقف کردیم ! و حضرت علامه حسن زاده آملی پیاده شدند و رفتند از قصابی مقداری گوشت و .. خریدند . و سوار ماشین شدند و به سمت مقصد حرکت کردیم...

در بین راه که حالت جنگل مانند داشت حضرت استاد در همان منطقه ی جنگلی دستور به توقف ماشین دادند و پیاده شدند , مقداری با حضرت علامه حسن زاده آملی به درون جنگل رفتیم و وقتی که حضرت علامه توقف کردند دیدم که سگی بیمار و گرسنه روی زمین هستند که در حال ضعف میباشند و حضرت علامه حسن زاده آملی گوشت هارا مقابل سگ قرار دادند و رفتیم...


شیر مردانند در عالم مدد

آن زمان کافغان مظلومان رسد

بانگ مظلومان ز هر جا بشنوند

آن طرف چون رحمت حق می‌دوند

آن ستونهای خللهای جهان

آن طبیبان مرضهای نهان

محض مهر و داوری و رحمتند

همچو حق بی علت و بی رشوتند

این چه یاری می‌کنی یبکارگیش

گوید از بهر غم و بیچارگیش

مهربانی شد شکار شیرمرد

در جهان دارو نجوید غیر درد

هر کجا دردی دوا آنجا رود

هر کجا پستیست آب آنجا دود

  • فقیر 110
۲۰
تیر

بسم الله الرحمن الرحیم


شنیدم از استادم که فرمودند:


یکی از وابستگان استاد حیدر ضیایی که دارای مشکلات بسیار فراراوان و بزرگی بودند جهت رفع مشکلشان خدمت حضرت استاد علامه حسن زاده آملی میرسند.

هنگامی که مشکلاتشان را مطرح میکنند , حضرت استاد علامه حسن زاده آملی میفرمایند:

نام شما چیست ؟ و نام مادر شما چیست؟

آن شخص میفرمود که وقتی به این سوال ها جواب دادم حضرت علامه حسن زاده آملی فرمودند:

بلند شو برو مشکل شما حل شد !

آن شخص فرمودند تا از در خانه ی حضرت علامه حسن زاده آملی بیرون آمدم تمام مشکلاتم حل شد.

استاد ما فرمودند:

حضرت استاد علامه حسن زاده آملی مشکل این شخص را با علوم غریبه حل کردند

  • فقیر 110
۲۳
خرداد

بسم الله الرحمن الرحیم


شنیدم از یکی از دوستانم که طلبه هستند ، که فرمودند :

برادر من(که از خودشان بزرگتر هستند) در زمان اوایل طلبگی که در شهر بروجرد زندگی میکردند به دختری علاقه مند بودند جهت ازدواج اما به دلایلی خانواده ها قبول نکردند و و باعث دل شکستگی شد ، و تصمیم میگیرند برای فراموش کردن این اتفاقی که افتاده بود به حوزه ی کاشان بروند.

یک روز که به قم برای زیارت میروند حضرت استاد حسن زاده آملی را در خیابان حرم میبینند و خدمتشان میرسند و اتفاقی را که برایشان افتاده بود را توضیح میدهند و همچنین موضوع اینکه میخواهند ازدواج کنند را مطرح میکنند.. حضرت علامه توجهی میکنند و میفرمایند:

برو بروجرد ، مسجد ولی عصر ، یک خانمی آنجا نماز میخواند به اسم فلان ، این خانم زن شما هستند.

ایشان بر میگردند و از مسؤول بسیج خانم ها در مسجد ولی عصر میپرسند و شخصی را که حضرت علامه گفته بودند پیدا میکنند و ازدواج میکنند ودر حال حاضر به خوبی و خوشی زندگی میکنند

  • فقیر 110