شجره ی طیبه ی طوبای توحید صمدی

تحقیقاتی پیرامون فلسفه اسلامی و ادیان و عرفان

شجره ی طیبه ی طوبای توحید صمدی

تحقیقاتی پیرامون فلسفه اسلامی و ادیان و عرفان

شجره ی طیبه ی طوبای توحید صمدی

هو

یا علی

به عقل ما نرسد درک کُنهِ این نقطه
که نکته هاست به دریای باء بسم الله

قال رسول الله صلی الله علیه و آله:

إِنَّمَا مَثَلُ أَهْلِ بَیْتِی فِیکُمْ کَمَثَلِ سَفِینَةِ نُوح، مَنْ دَخَلَهَا نَجَا، وَ مَنْ تَخَلَّفَ عَنْهَا غَرِقَ

قصد بر آن دارم تا شمه ای از خاطرات و تحقیقات شخصیم را پیرامون فلسفه اسلامی و ادیان و عرفان در این وبلاگ قرار بدهم.این وبلاگ جنبه ی شخصی دارد و فقط به عنوان بانکیست جهت ذخیره ی مطالب جمع آوری شده و یا نوشته شده توسط حقیر

خاک پای محبان مولا علی

اُ/ ش

کانال تلگرام
AsrareTohid@

۶۹ مطلب با موضوع «نکته ها» ثبت شده است

۰۶
شهریور
هو

📌نقش کشتی نجات

وجهه مبارکه کشتی نجات ناظر بر حدیث مبارک "مَثَلُ أَهْلِ بَیْتِی فِیکُمْ کَمَثَلِ سَفِینَةِ نُوح، مَنْ دَخَلَهَا نَجَا، وَ مَنْ تَخَلَّفَ عَنْهَا غَرِقَ" منقوش به نام مبارک یا علی به صورت کشتی ، که نتیجه ی تمثلیست نورانی و ملکوتی برای حضرت مجدالاشرف قدسی فرزند بزرگوار حضرت راز شیرازی میرزا بابا ذهبی از اقطاب سلسله مبارکه کبرویه ذهبیه که مرحوم وحید الاولیاء نایب الولایه اردبیلی آن را منقش فرمودند ، حضرتشان در مقدمه بر کتاب طباشیر الحکمه در شرح حدیث نوری محمدی صلی الله علیه و آله  در معنی وجهه می فرمایند:

✍🏻..سحر گاهی می دیدم در خواب به حضور مبارکش ( پدر بزرگوارشان راز شیرازی) حاضرم صفحه ای در دست فقیر است منقوش به اسم مبارک و نورانی "یا علی" ولیکن به صورت کشتی بزرگ است ، متذکر به حدیث مبارک "مَثَلُ أَهْلِ بَیْتِی فِیکُمْ کَمَثَلِ سَفِینَةِ نُوح، مَنْ دَخَلَهَا نَجَا، وَ مَنْ تَخَلَّفَ عَنْهَا غَرِقَ" گردیدم و در تماشای این کشتی بودم آن جناب پیش آمده از دست فقیر گرفتند و بوسیدند و در کمال شوق بر سر مبارک خود گذارده به فقیر مرحمت فرمودند پس از آن مصاحفه فقیرانه کردیم پس از فراغ می بینم که می خواهند پای فقیر را ببوسند عرض کردم با کمال عجز که فدای عنایات شما چگونه می شود به حق مولی فقیر را خجل نفرمائید، فرمودند که نمی بینی چه از تو و در دست تو موجود گردیده از باطن ولایت؟

یا علی
___________________
۰۸
مرداد

هو


📌نکته ۶۹


📝..حکیم متأله کسی است که بدن او هم چون پیراهنی برای او است که زمانی آن را کنار نهاده و زمان دیگر بکار می‌گیرد‌‌ ‌؛ هیچ انسانی نمی‌ تواند در زمره حکماء درآید و از ایشان دانسته شود ، مگر آنکه در زمره مقدس سلوک درآید و پوشش بدن را گاهی بکار گیرد و گاه کنار نهد ؛ اگر بخواهد به عالم نور عروج کند و یا به هر صورتی که اراده کند، در آید؛ نفس انسان نیز که از جوهر قدسی تشکیل شده است ، آن‌گاه که از عالم نور منفعل شود و لباس اشراق بپوشد ، همچون نور تأثیر می‌کند و منفعل می‌سازد ، اشاره می‌کند و شئ با همان اشاره او ، وجود می یابد و تصور می‌کند و شئ بر حسب تصور او واقع می‌شود.


شیخ شهاب الدین سهروردی

جلد اول مصنفات صفحه ۱۲۹

________________

۳۱
تیر

هو


نکته ۶۸


📌ظهور انوار در مقام مشاهده برای سالک


📝..بسا باشد که در اول مرتبه نور سفید مشهود گردد و او علامت اسلام است، دوم نور زرد دیده شود و او علامت ایمان است، سوم نور کبود و او علامت احسان است، چهارم نور سبز است و او علامت اطمینان است، پنجم نور آبی است و آن علامت ایقان است، ششم نور سرخ است و او علامت عرفان است، هفتم نور سیاه است و او علامت هیمان است. و نور ذات است؛ بسا می شود که مشاهده این انوار با هم جمعاً یا منفرداً یا برحسب اوقات مختلفه پدید آید و این معرفت شامل حال سالک با معرفت است.


شیخ نجم الدین رازی

مرصاد العباد

__________________

۱۶
خرداد

هو


نکته ۶۷


📌ظهور و جلوه ملکوتی وضوء به شکل قرص آفتاب در برابر پیشانی و سینه


📝..بدانکه وضوء را نوری است عظیم که خلوت تاریک را روشن کند ، و آن نور به قرص آفتاب ماند که در برابر پیشانی سالک ظاهر شود ؛ چندانکه سالک نظر را می گمارد تا او را بیند او بالاتر می رود تا وقتی که در بالای خلوت کوهی پدید آید و آن قرص از بالای سر سالک می تابد و همه خلوت را روشن می دارد . بیشتر اوقات ظهور این نور در وقتی بود که سالک از وضوء ساختن مراجعت کرده و در خلوت آمده باشد و بگذاردن شکر وضوء مشغول شده ، اما در نهایت آن قرص را که بالا دید در عین صدر ( سینه ) خود بیند که از آنجا بیرون می آید ، اما ( این ) قرص از قرص آفتاب لطیف تر باشد و انوار او صافی تر ، و از کسوت لونی ( رنگی ) بیرون آمده .


رساله نوریه

شیخ علاءالدوله سمنانی

________________

۱۲
ارديبهشت
هو

نکته ۶۶


تمام ابعاد غیر فیزیکی در واقع سطوحی از وجود هستند که در بسامدی بالاتر از دنیایی که می شناسیم در حال ارتعاش اند ؛ این مسئله باعث می شود که این ابعاد از چشم تمام مسائل امروزی و بعلاوه حواس پنجگانه ما پنهان و غیر قابل تشخیص باشند ؛ همانطوری که انواع مختلف انرژی مثل نور ، گرانش ، اشعه ایکس و میکروویو و ... می توانند بدون اینکه با هم تداخل داشته باشند فضای مشترکی را در آن واحد در دنیای فیزیکی اشغال کنند ، این سطوح ابعادی مختلف نیز در یک فضای مشترک و در آن واحد با هم همزیستی می کنند . نوع هریک از این سطوح از دیگری متفاوت و خصوصیات و طیف ارتعاشی هر یک منحصر به فرد است.


Astral dynamics

Robert bruce

____________________

۱۲
ارديبهشت

هو


نکته ۶۵


عالم مقداری هست غیر از عالم حس و افلاک و عناصر و جمیع آنچه در این عالم است اعم از کواکب و مرکبات و معادن و نباتات و حیوانات و انسان در آن یافت می شود ؛ هرچند طبقات موجود در آن متناهی اند ، اما حصول اثر در آن غیر متناهی است و در هر طبقه از آن انواعی است ، بعضی را قوم ملایکه و اخیار انسان ها ساکن اند ، برخی را قومی از ملایکه و جن و شیاطین. عدد طبقات خارج از احصاء بشر است و هم عجایب آن را فقط خدا به آن آگاه است.


دشتکی

اشراق هیاکل النور

__________________

۱۲
ارديبهشت

هو 


نکته ۶۴


در ورای این عالم (جسمانی) آسمانی وجود دارد که هیچ شئ زمینی آنجا وجود ندارد ، حقایق آن عالم شبیه عالم ما هستند ولی نورانی تر و کامل تر اند ، آن عالم دارای آسمانی است و ستارگانی ؛ زمینی که در آن عالم است فاقد سنگریزه و بلکه آبادی تمام است نهرها و دریاهایی در آن عالم جاری اند و در آنجا حیواناتی وجود دارد.


فلوطین

شواهدالربوبیه ، ملاصدرا

___________________

۱۲
ارديبهشت
هو

نکته 63


📌علم موسیقی یکی از شعب ریاضیات


اگر ما به حقیقت نغمه و موسیقی راه پیدا کنیم خواهیم دید که در میان شعب ریاضی هیچ علمی شیرین تر و زیباتر از علم موسیقی نمی باشد ، منتهی چون تطوّر لفظ حاصل شد و لفظ موسیقی در زمان ما به بعضی از اوازهای کذایی اطلاق گشت ، باعث شد که موسیقی از جایگاه رفیعش سقوط کرده و این علم از موضع اصلی اش رخت بربندد. حق آن است که بگوییم علم موسیقی یکی از شعب ریاضیات بوده و امری است برهانی و هر چه برهانی است یقینی است و یقین نیز اسم شریف حق است و لذا بایداین علم را در محدوده مباحث اسماء الله مورد بیان قرار داد ، برخلاف آنچه که میان عموم مردم مطرح شده است ، البته در اینکه کدامیک از نغمه های آن به غنا منجر می شود که شرع انور محمدی (صلی الله علیه و آله) از آن منع نموده است باید در محل خودش بحث شود و به طور کلی صاحبان همۀ علوم ملزم اند که همه شئون خود در ان علم را با شرع انور الهی هماهنگ کنند که دچار انحراف و خلاف نشوند.


در هزار و یک نکته آمده است که جناب آقا سید محمد حسن الهی طباطبایی، اخوی علامه طباطبایی تصمیم گرفته بودند که در این رشته کتابی تدوین نمایند. از انجا که جناب آسید محمد حسن الهی همانند اخوی بزرگوارشان در باب احضار از قوّت بسیاری برخوردار بودند و در این رابطه خیلی قوی بودند لذا در وقتی، جناب فارابی را احضار نموده به محضرش عرضه داشت: "من می خواهم در علم موسیقی کتابی بنویسم شما چه می فرمایید؟" آن بزرگوار در جواب فرمود: " شما شروع بفرمایید من نیز کمکتان می کنم." جناب آسید محمد حسن الهی طباطبایی شروع به نوشتن این کتاب کردند و کتابی بسیار سنگین در این علم نوشتند، منتهی  بر اساس جوّ کذایی آن روز جرأت نکردند کتاب را ظهور دهند و در نهایت تصمیم به دفن آن گرفتند و آن را دفن کردند و سرنوشت این کتاب از دایرۀ کتاب تدوین خارج و به کتاب تکوین نظام هستی اتصال یافت.


یا علی


شرح رساله رابطه علم و دین

 استاد صمدی آملی

_____________________

۱۶
فروردين

هو

نکته ۶۲

عارفی می فرمود من در هر شبانه روزی هجده دفعه خلع بدن به اختیار میکنم و نیست این مگر از قوه جذبه ی الهی و امداد پیرِ عشق و سهر* طولانی.

راز شیرازی

قوائم الانوار و طوالع الاسرار

* شیخ اکبر محی الدین عربی در تعریف سهر در کتاب حلیه الابدال می فرماید : سهر نتیجه جوع ( #گرسنگی است ) زیرا اگر معده تهی گردد و طعامی در آن نباشد خواب نیز از میان بر می خیزد . سهر بر ۲ گونه است : سهر چشم و سهر دل .
سهر دل بیداری قلب از خواب های غفلت است و این بیداری خاستگاه شهود و مشاهده است . سهر چشم میل بقاء همت در دل است . و این بیداری خاستگاه مسامره ( رهایی یافتن از سستی به سبب دوام شهود ) است.
فایده سهر استمرار عمل قلب و ارتقاء به منزلگاه عالی و نیل به گنجینه ی حضرت حق است.

_______________________

۱۶
فروردين

هو

نکته ۶۱

📌انواری که سالک اطوار قلب در مقام مشاهده به نظاره آن ها می پردازد

هنگامی که آینه جان سالک به تدریج در اثر ذکر و فکر و مجاهدت های معنوی صیقلی گردید ، زنگار طبیعت و ظلمت نفس از او زایل شده و پذیرای انوار غیبی می گردد . ظهور انوار و مشاهده آن ها موقوف به سیر سالک در اطوار هفتگانه قلب است . در هر طوری ، حالی و دیداری و نوری جلوه گر می شود . انوار در اطوار قلب ، دارای رنگ و لون خاصی می باشد ؛ در ابتدای سلوک ظهور انوار به شکل چراغ و بعد شعله آتش و سپس به صورت ماه و خورشید جلوه می نماید و در نهایت از رنگ و شکل عاری می شود.

شیخ نجم الدین کبری از انواری صحبت می کند که سالک اطوار قلب در مقام مشاهده به نظاره آن ها می پردازد ؛ ایشان ، ظهور انوار متلون را دارای حکمت ها و تحلیل و تاویل های سلوکی دانسته و می نویسد:

و چون در برابر خود فضایی گسترده و پهنه ای دورافتاده و بر بالای آن هوایی پاک مشاهده کنی و در دوردست ها رنگ هایی به سان سبز و سرخ و زرد و کبود بینی ، بدان که تو بر این هوا به آن رنگ ها می رسی و آن رنگ ها رنگ های احوال هستند ، رنگ سبز ، علامت حیات قلب است و رنگ آتش صاف نشانه حیات همت ، یعنی قدرت است ؛ اگر رنگ تیره باشد ، آن آتش های شدت است و از رنج و تعب رهرو در پیکار با نفس و شیطان حکایت دارد ؛ کبودی ، رنگ حیات نفس و زردی نشانه ناتوانی است . این ها معانی ای هستند که خودشان با زبان ذوق و مشاهده با صاحبان خود سخن می گویند و ذوق و مشاهده دو گواه عادلند ، تو با نفست می چشی آنچه را که با بصیرتت مشاهده می کنی و با بصیرتت مشاهده می کنی آنچه را با نفست می چشی ، از این رو هرگاه رنگ سبز بینی ، از دلت آزادی و سینه ات گشادگی و از نفست خوشی و از روحت لذت و برای بصیرتت روشنی احساس می کنی و این ها صفات حیات است.

یا علی

فوائح الجمال و فواتح الجلال - صفحه ۱۱
شرح رساله در بیان معرفت به نورانیت امیرالمومنین - صفحه ۱۳۸
_______________________

۱۸
اسفند

هو

نکته ۶۰

📌جلوه نفس اماره و لوامه و مطمئنه در مقام شهود برای سالک

📝..بدان که نفس اماره را در مشاهده نشانه ای است و آن دایره بزرگ سیاهی همچون قیر است که در مقابل تو پیدا شده و بعد فنا می شود. دوباره چون ابر در برابرت ظاهر می شود ، سپس در حالی که چیزی از اطراف آن روشن است ظهور می کند . مثل هلال که بخشی از آن در میان ابر ها پیداست و بعد به صورت هلال در می آید و وقتی که نفس خود را ملامت کرد ، از گونه راست طلوع می کند که گویی آفتاب سرخ است و گونه حرارت آن را در می یابد ، یک بار به موازات گوش و بار دیگر برابر پیشانی و دیگر باره  بر بالای سر است . و اما نفس مطمئنه را هم در مشاهده نشانی است ، و آن این است که ، یکبار در برابر تو همچون دایره چشمه ای بزرگ ظهور می کند و از خود انواری می پراکند ؛ و بار دیگر آن را در حال غیبت مشاهده می کنی به دایره چهره خود که از نور پاک ، همچون آینه صیقلی شده است. و این وقتی است که انوار نفس به چهره صعود کند و چهره در آن فناء شود و چهره نو در این هنگام ، همان نفس مطمئنه است ، و بار دیگر نفس را دور از خود و در غیبت مشاهده می کنی که میان تو و دایره آن هزار منزل است که اگر به یکی از آن ها نزدیک شوی می سوزی.

شیخ نجم الدین کبری
فوایح الجمال و فواتح الجلال